. . . وقتى كه آليات به سرزمين ملط مىرسيد خانههاى دهات را ويران نمىكرد و آنها را دستخوش شعلههاى آتش نمىساخت ، درهاى خانهها را از جا نمىكند و همهچيز را برجاى خود باقى و برقرار مىگذارد و فقط ميوههاى درختان و محصول زمين را دستخوش غارت مىكرد و از همان راهى كه رفته بود بازمىگشت . . .
علت اينكه پادشاه ليدى خانهها را ويران نمىكرد اين بود كه اهالى ملط پناهگاههاى خود را از دست ندهند و به زراعت و بذرافشانى ادامه دهند تا پادشاه ليدى بتواند در مهاجمات بعدى حاصل رنج و نتيجهء زحمت آنها را به يغما برد . . . « 108 »
در جاى ديگر هرودت مىنويسد :
موقعى كه كرزوس به اميد شكست دادن كورش تصميم گرفت به « كاپادوكيه » لشكركشى كند ، يكى از عقلاى قوم به او چنين گفت : « اى پادشاه تو خود را براى جنگ با مردمى آماده مىكنى كه شلوارهاى چرمى گشاد دربر دارند و بقيهء لباس آنان نيز چرمى است ؛ مردمانى كه كشور آنان شنزار است و نمىتوانند هرچه مىخواهند براى روزى خود بيابند . . . مردمانى كه شراب نمىنوشند و بهجاى آن آب مىآشامند و انجير و ديگر چيزهاى خوب براى خوردن ندارند . در اين صورت اگر تو بر آنها چيره شوى از كسانى كه هيچچيز ندارند چه چيز مىتوانى به دست آورى ؟ اگر برعكس تو مغلوب شوى ، امتيازاتى را كه از دست مىدهى در نظر مجسم كن . وقتى آنها مزهء لذايذ كشور ما را چشيدند به آن دل مىبندند و ديگر نمىتوان آنها را بيرون راند . » « 109 »
در جنگ با يونيها سران سپاه داريوش به يونيها چنين گفتند : « مردمان يونى ! اكنون موقع آن فرارسيده است كه شما خدمتى درخشان براى اجراى ارادهء پادشاه انجام دهيد ؛ هريك از شما بايد سعى كند همشهريان خود را از متحدين ديگر جدا كند » « 110 » سپس نمايندگان سپاه داريوش ، خطاب به يونيها مىگويند كه اگر بهجاى نفاقافكنى و تسليم در مقابل قواى داريوش راه جنگ پيش گيرند و مغلوب شوند « همگى به اسارت خواهند رفت ، فرزندان آنان عقيم خواهند شد ، دختران آنان به باختريان منتقل خواهند گرديد و سرزمين آنان به ساكنان جديدى تسليم خواهد شد . » « 111 » ولى سران يونى پس از مشاوره و گفتگو حاضر به خيانت نشدند و به اندرز « يونيزوس » جنگ را بر قبول اسارت و بندگى ترجيح دادند . هرودت در صفحات بعد مىنويسد پارسها پس از پيروزى « . . . زيباترين پسران را برگزيدند و آنان را عقيم كردند و از صورت مردانى بارور به صورت خواجگانى بىثمر درآوردند . زيباترين دختران را به دربار پادشاه بزرگ انتقال دادند و شهرها و معابد را آتش زدند . . . » « 112 »
هامش
( 108 ) . تاريخ هرودت ، ج 1 ، پيشين ، ص 74 .
( 109 ) . همان ، ص 121 .
( 110 و 111 ) . همان ، ج 5 و 6 ، ص 113 .
( 112 ) . همان ، ص 126 .