به دست ندارند حمله كن ، سربازانت را هشيار و بيدار نگهدار تا به سهولت بر سربازان خمار و خوابآلودهء حريف چيره شوند . سعى كن خود را از انظار ديگران پنهان دارى ولى به خوبى ديگران را ببينى . موقعيت خوب زمين را تصرف كن و حريف را در زمينى كه داراى موقعيتى نامناسب است بران ، آنگاه بر او حمله كن . . . بايد سحرخيز بود . بايد به نقاط ضعف خود واقف شوى و پيوسته مترصد باشى كه آن را از ديگران بپوشانى و دريابى كه ضعف حريف در چيست و بر آن حمله برى . . . از حيله - هاى مؤثر يكى اين است كه حريف را در امرى خاطرجمع سازى و چون دريافتى كه اطمينان كامل يافته است ناگهان بر وى بتازى . . . يا چنين وانمود كنى كه در حال فرار هستى و كارى كنى كه به تعاقب بپردازد و چون او را به محل مناسبى كشاندى يكباره بر سرش بتازى . . . فرمانده لايق كسى است كه به هنگام ضرورت ، از اين قبيل تدابير از خود ابداع كند و در برابر دشمن صاحب ابتكار باشد . . .
بپرهيز از اينكه آنى در كار خويش غافل باشى . شب در انديشهء آن باش كه چون روز برآيد سربازانت چه وظيفهاى را بايد انجام دهند و روز به فكر شب آنان باش . بايد بدانى كه چگونه بايد سپاهى را آرايش جنگى داد و در روز چگونه ستونها را حركت داد و در راهپيمايى شبانه چه وضعى بايد برگزيد ، راهپيمايى در مناطق كوهستانى به چه صورت و در مناطق صاف و هموار چگونه انجام مىپذيرد ، در جلگه يا كوه چه آرايشى بايد انتخاب كرد ، قراولان را در چه محلى بايد گماشت تا شبوروز كشيك بدهند ، حمله و عقبنشينى به چه تدبير بايد انجام يابد . . . چگونه از رودخانه و جنگل بايد افراد را عبور داد . در راهپيمايى به چه نحو مىتوان خود را از نظر سوارهنظام حريف پنهان داشت . در مواقع مواجه شدن با تيراندازان و طلايهداران خصم چه آرايشى بايد بالبداهه به افراد داد تا بيدرنگ براى مقابله با مهاجمين آماده شوند . . . اگر از عقب يا جناحين حمله كردند چه بايد كرد . بايد از اسرار حريف آگاه شد و در پنهان داشتن اسرار خود سعى كرد . « 103 »
بطورى كه گزنفون مىنويسد :
كورش با همرزمان خود مشورت مىكرد . در جريان تسخير نينوا ، كورش سركردگان را به حضور طلبيد و گفت : « متحدين من ، ما اطراف شهر را بازديد كرديم و به نظر ما ديوارهايى به اين ارتفاع و با اين استحكام از راه حمله غيرقابل تسخير است . به عقيدهء من هرچه تعداد سربازان داخل شهر زيادتر باشد ، درصورتىكه نخواهند از مواضع خود خارج و آمادهء كارزار باشند ، تحت استيلاى گرسنگى زودتر تسليم مىشوند . پس اگر كسى رأيى بهتر از من نداشته باشد من معتقدم كه بايد آنها را تحت محاصره قرار داد .
هامش
( 103 ) . همان ، ص 47 به بعد .