بطورى كه از نوشتههاى گزنفون و هرودت استنباط مىشود در دورهء كورش و داريوش كمابيش نظريات سران سپاه مورد توجه سلاطين قرار مىگرفت ، ولى در ارتش يونان ، دموكراسى ريشهء عميقترى داشت و گاه انضباط و دموكراسى هردو حكومت مىكرد . پسازآنكه ارتش يونانى تصميم گرفت به ميهن خود مراجعت كند ، سردار سپاه به سربازان دو پيشنهاد اساسى نمود و از آنان رأى موافق خواست ، يكى آنكه جز وسايل ضرورى زندگى چيزى همراه نياورند دوم آنكه « اگر سربازى سرمويى نافرمانى كرد ، كسى كه فرمانده اوست وى را گوشمال دهد . . .
همهء سربازان دست بلند كردند و به هردو پيشنهاد رأى موافق دادند » « 104 »
اهميت جاسوسى در نقشههاى جنگى
مسألهء جاسوسى و كسب اطلاعات گوناگون از كشورهاى همجوار از ديرباز مورد توجه سلاطين و زمامداران ايران بوده است . به گفتهء هرودت در دورهء هخامنشيان ، وقتى كه به داريوش پيشنهاد مىكنند كه به سرزمين يونان لشكركشى كند وى در پاسخ مىگويد : « چون عقيده دارى كه بايد از يونان شروع كنيم ، تصور مىكنم قبل از هرچيز بهتر آن است كه چندتن از پارسها را به همراه مردى كه از او سخن گفتى ( دموسد ) به آنجا بفرستم تا اطلاعات دقيقى دربارهء اين كشور به دست آورند ؛ وقتى در مراجعت مرا در جريان آنچه ديده و شنيدهاند گذاردند ، من به قصد جنگ حركت خواهم كرد . . . » « 105 » همچنين در دورهء كمبوجيه وقتى « ايختيوفاژها » نزد حبشيها رفتند تا در ضمن تقديم هدايا جاسوسى كنند ، نمايندهء كمبوجيه خطاب به پادشاه آن سرزمين چنين گفت :
كمبوجيه پادشاه پارسها مايل است دوست و متحد تو باشد و ما را به نزد تو فرستاده است تا دراينباره با تو سخن گوييم و اين هدايا را كه بيش از چيزهاى ديگر دوست دارد به تو تقديم كنيم . ولى حبشى كه دانسته بود آنان به قصد جاسوسى آمدهاند ، جواب داد : نه ، پادشاه پارسها شما را با اين هدايا بخاطر دوستى با من نفرستاده است . شما راست نمىگوييد زيرا شما براى جاسوسى به كشور من آمدهايد ؛ او مرد منصفى نيست ، زيرا اگر مرد منصفى بود چشم طمع به سرزمين ديگران نمىدوخت و كسانى را كه زيانى به او نرسانيدهاند به اسارت دعوت نمىكرد . . . بايد خدا را سپاس گويد كه به فرزندان حبشه اين فكر را تلقين نكرده است كه سرزمين ديگرى به سرزمين خود بيفزايند . « 106 »
هدف لشكركشيها
جنگهاى عهد باستان اغلب توأم با خونريزى و عمليات تخريبى شديد بود . هرودت ضمن گفتگو از پادشاهى آليات « 107 » و مناسبات او با « سياگزار » و « ديوكس » پادشاه قوم ماد ، از لشكركشى او به ناحيهء « ملط » سخن مىگويد و مىنويسد :
هامش
( 104 ) . گزنفون ، بازگشت ده هزار يونانى ، ترجمهء منوچهر اميرى ، ص 59 .
( 105 ) . كورشنامه ، پيشين ، ص 260 .
( 106 ) . تاريخ هرودت ، ج 3 ، پيشين ، ص 126 .
( 107 ) .Alyatte