خوردهء حريف مىشدند و آنها را به كلى از هم متلاشى مىكردند . بعلاوه پارسها از سرزمينهاى فتح شده لشكريان بسيار ، از قبيل كماندار و نيزهدار و چابكسوار ، مجهز مىنمودند . نظم واحدهاى نظامى و استعمال دستهجمعى آنها علت عمدهء پيشرفت پارسها در ميدان جنگ بود .
« در ايران قديم ، حق و قانون منحصر به ارادهء شاه و قدرت قشون بود و هيچ حقى در برابراين حق محترم شمرده نمىشد و هيچ سابقه و سنتى ، بدون آنكه بر حكم شاه متكى باشد ، ارزش نداشت ؛ چه ايرانيان به آن فخر مىكردند كه قوانين ايشان تغييرناپذير است و وعده يا فرمان شاه به هيچوجه نبايد نقض شود . » « 94 »
علاوهبراين ، در ارتش ايران عدهاى افراد مزدور يونانى بودند كه از حيث سلاح و تربيت نظامى بر ديگران برترى داشتند . اين افراد با پول زيادى كه به آنها داده مىشد ، در قشون شاهنشاهى وارد مىشدند .
براى آنها فرقى نمىكرد كه براى كه مىجنگند و با كه مىجنگند . گاهى نيز از خدمت شاه بيرون رفته داخل در خدمت مخالفين شاه مىشدند و گاهى برضد هموطنان خود مىجنگيدند . نتيجهء اين امر ، اين بود كه يونانيان از بهترين مردان خود محروم مىشدند . در نتيجهء اين آمدورفتها يونانيها ثروت سرشار و نقاط ضعف ايران را شناخته و فهميدند كه باوجود وسايل زياد ، وضعيت نظامى آنها درخشان نيست . « 95 »
در نتيجهء اين احوال ، از ابتداى قرن چهارم قبل از ميلاد ، فكر جنگ يونان با ايران در بين زمامداران يونانى قوت گرفت و مبلغين براى تلافى بيحرمتيهاى گذشته و به دست آوردن زمينهاى وسيع و ثروت فراوان ، دست به تبليغات دامنهدارى زدند . فيليپ از اين فكر استفاده كرد و پسرش ، اسكندر ، چنان كه خواهيم ديد ، اين نقشه را عملى و شاهنشاهى ايران را مسخر نمود .
اسباب و وسايل جنگ
در روزگار قديم ، مهمترين اسباب دفاعى جنگ چهار سلاح بود :
سپر ، زره ، ساقبند ، و خود :
1 . سپر : يكى از سلاحهاى دفاعى است كه وضع و قطر انواع آن يكسان نيست ؛ گاه آن را از چوب سبك و نازكى مىساختند و رويش را با پوستى كه با روغن تدهين شده بود ، مىپوشانيدند .
گاه تمام سپر را از طلا يا مس مىساختند ، و در بعضى موارد از فلزات مذكور پردهاى بر روى سپر مىكشيدند . سپرها را با دست چپ مىگرفتند و گاه بهجاى آنكه با دست بگيرند به گردن مىآويختند . سطح خارجى سپر محدب بود تا نيزه آن را پاره نكند .
2 . زره : با زره گاهى سينه و پشت و گاه شكم را نيز حفاظت مىكردند و يكى از وسايل مهم دفاعى بود .
3 . ساقبندها : دو پارچه از پوست يا آهن بود كه براى حفاظت ساقها استعمال مى - نمودند .
هامش
( 94 ) . تاريخ تمدن ( كتاب اول - بخش اول ) ، پيشين ، ص 531 .
( 95 ) . مقالهء آندره ايماردA . Aymardدر : هانرى مارسه ، رنه گروسه ، تاريخ تمدن ايران ، ترجمهء دكتر جواد محيى ، ص 75 .