تخصص و مهارت سربازان ايرانى در تيراندازى بود ، درحالىكه يونانيان در جنگ با شمشير بيشتر مهارت داشتند .
سازمان لشكرى در عهد داريوش ، بيشازپيش مرتب و منظم گرديد . داريوش نيروى مجهزى به نام سپاه جاويدان كه عدهء افراد آن ده هزار بود ، تشكيل داد . اين افراد هميشه آماده به خدمت و به بهترين سلاحها مجهز بودند .
قشون ثابت و فعال عهد هخامنشى از افراد پارسى و مادى تشكيل مىشد كه در مراكز مهم سوق الجيشى مستقر مىشدند ، ولى نيروى اساسى جنگى را اقوام تابع شاهنشاهى كه هريك زبان و رسم جنگآورى بخصوصى داشتند ، تشكيل مىدادند . اسب ، فيل ، و گاهى شتر در جنگها مورد استفاده قرار مىگرفت .
با قشون ، جارچيان و نويسندگان و خواجهسرايان و زنان روسپى و معشوقهها نيز همراه بودند . ارابههايى كه همراه قشون بود با داسهاى بزرگ مسلح بود . با اين حال بايد دانست كه نيروى نظامى عهد هخامنشى ، كه در حملهء خشايارشا به 1800000 نفر رسيد ، وحدت و هماهنگى كامل نداشت . بههمين جهت ، چون نخستين علامات شكست ظاهر مىشد به صورت گروه پريشان و بيسامانى درمىآمد .
ارتش ايران چون با قشون منظمى روبرو مىشد كه افراد آن يك زبان داشتند و در تحت سازمان يكسان و منظمى مىجنگيدند ، ناچار شكست مىخورد و راز شكست خوردن ايرانيان در جنگهاى ماراتن و « پلاتئا » همين بود . بااينحال نمىتوان هنر جنگجويى و كشورگشايى ايرانيان آن عهد را ناديده گرفت . « 90 »
ارتش
لاكهارت « 91 » تحت عنوان « ايران در نظر مردم مغربزمين » مىنويسد : « با اينكه ايرانيان در نبردهاى بزرگ ماراتن و سالاميس و پلاته شكست خوردن ، هرودت آنان را در دلاورى هيچ كمتر از يونانيان نمىداند و فحواى گفتهء استيل نيز چنين است ، ناكامى آنها مربوط به كمى شجاعت نبود ، بلكه معلول پستى آلات حربيه و زره و جوشن و قلت تمرين بود . . . » « 92 »
« ا . بنونيست « 93 » خاورشناس ، روش جنگى پارسها را چنين توصيف مىكند :
علت موفقيت نظامى پارسها در زمان مادها و بعد از آن در زمان سلسلهء هخامنشى ، برترى سلاح و روش نظامى آنها بود . پارسها به خوبى مىتوانستند درآنواحد از استعمال چندين سلاح استفاده كنند ؛ ابتدا دشمن را زير ضربات پيكانهاى خود مىگرفتند و در نتيجه صفوف دشمن بههم مىخورد و نامنظم مىشد ، در اين موقع سوارنظام به دشمن حمله مىكرد و چابكسواران با سرعت فوق العادهاى داخل در صفوف شكست -
هامش
( 90 ) . تاريخ تمدن ( كتاب اول - بخش اول ) ، پيشين ، ص 531 .
( 91 ) .Lockhart( 92 ) . ميراث ايران ، پيشين ، ص 486 .
( 93 ) .E . Benveniste