تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
كاروانسرا ساخته شده بود . هرودت مىنويسد : « هيچ جنبنده‌اى از چابكسواران و چاپاران يرانى تندتر حركت نمىكند . در منزلهاى بين‌راه هميشه اسب براى ايشان مهياست . هر چاپارى نامه‌هاى دولتى را از مركز خود به نزديكترين چاپارخانه مىبرد و تسليم چاپار ديگرى مىكند و او نيز همچنان به چاپار ديگرى ، و بدين ترتيب ، شب‌وروز چاپاران دولتى در حركتند . » عباس اقبال ، ضمن بحث در پيرامون خدمات ايرانيان به تمدن عالم ، چنين مى - نويسد : « در تمدن مادى آنچه اثر دست ايرانى در آن كاملا آشكار و دخالت استادانهء اين قوم در آن هويداست ، سكه و خط و چاپار و راه‌سازى است . » اداره و نگهدارى راه بزرگ‌شاهى در 25 قرن پيش ، يكى از افتخارات ايرانيان است . اين راه از مناطق صعب و كوهستانى نيز مىگذشت و كاروان براحتى فاصلهء بين سارد و شوش را سه‌مامهه ، و چابكسواران كه حامل پيك شاهى بودند ، اين فاصلهء 2500 كيلومترى را در 15 روز مىپيمودند . « راه ابريشم » نيز يكى از شاهراههاى اقتصادى قديم است و از دو طريق تورفان ( راه شمالى ) و ختن ( راه - جنوبى ) به شهر كاشغر منتهى مىشد و از آنجا پس از عبور از شهرهاى سمرقند ، مرو و بلخ از مناطق شمالى ايران به آسياى صغير و روم منتهى مىگرديد . چينيها از ديرباز به امنيت و دوام و استقرار اين راه مهم تجارتى علاقهء زياد نشان مىدادند . به عقيدهء ريچاردن فراى ، وجود دو بيابان نمكزار ، يعنى دشت كوير و دشت لوت كه چون سدى شرق و غرب را از هم جدا كرده ، سبب گرديده است كه از ديرباز انبوه مهاجران و مهاجمان يا به سوى مشرق ، يعنى سرزمين هندوستان و يا به سوى مغرب ، يعنى بين النهرين روى آورند . بااين‌حال ، يك راه بازرگانى از روزگار كهن از نزديك تيسفون ( بغداد كنونى ) آغاز مىشد و از شهرهاى كرمانشاه ، همدان ، و تهران كنونى تا هرات ادامه مىيافت . سپس ، يك راه به سوى شمال شرقى مىگراييد و به مرو و بخارا و سمرقند مىرفت و راه ديگر از سمت جنوب به سيستان و از سمت شرق به قندهار و از روى كوهها به دشتهاى سند مىرفت . اين راهها نه تنها در آن زمان از نظر بازرگانى طرف توجه بودند بلكه از نظر نظامى و تهاجم هم پراهميت بودند . راههاى ديگر از تهران يا همدان از سمت شمال به آذربايجان و ارمنستان و درياى سياه يا درياى خزر مىرفتند يا از سمت جنوب به اصفهان و فارس . اما راه عمدهء تاريخى ، راه مشرق به مغرب بود كه در بالا به آن اشاره شد و آن را در قسمتهاى مختلف به نام « راه بزرگ خراسان » يا « راه ابريشم به چين » يا به نامهاى ديگر مىخواندند . مردم به هنگام تاخت‌وتاز و نهب و غارت بيگانگان يا هنگام عبور سپاهيان بومى ، به كوهستانهاى دور از راهها پناهنده مىشدند . « 85 » ناگفته نماند كه در منابع مذهبى نيز از راههاى امن و آرام و رودهاى قابل كشتيرانى به نيكى ياد شده است . در ادبيات مزديسنا جلد دوم ( دين يشت ، كردهء 1 ، فقرهء 3 ) چنين آمده است : « بشود صلح ( آشتى ) نصيب ما گردد چنان كه راهها به مقصد خوب رساند و كوهها گذرهاى
هامش
( 85 ) . ميراث باستانى ايران ، پيشين .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 424 | مرتضى راوندى