راحتطلبى طبقات مرفه چنين مىگويد : « امروز آن خصال مردانگى و شجاعت كه خميرهء پارسيان قديم بود ( منظور عصر كورش و داريوش است ) از ميان رفته ، در تنآسانى بقدرى مبالغه مىكنند كه حتى مقيدند زيرپايههاى تختخوابشان از فرش مستور باشد . » بطورى كه ديديم ، تحميل مالياتهاى سنگين به ملل تابع ، عدم تحمل معتقدات مذهبى ساير ملل ، و رعايت نكردن اصول دموكراسى ، و ظلم و ستمگرى مأموران دولتى ، آتش اغتشاش و ناامنى را بتدريج در سراسر شاهنشاهى مشتعل كرد و زمينه را براى تسلط و نفوذ اسكندر فراهم ساخت .
راههاى ارتباطى
براى حفظ ارتباط بين مراكز مختلف شاهنشاهى و پايتختهاى آن ، داريوش شبكهاى از منازل عرض راه تشكيل داد كه وسعت و اهميت آن چندان بود كه مدتها پايدار ماند .
اين جادهها كه در درجهء اول براى امور ادارى به كار مىرفت ، بازرسى و مراقبت مىشد و كاروانهاى مختلف از آن عبور مىكردند و مبادلات تجارى بين دول مختلف را تسهيل مىكرد .
ساختمان جادهها به همان نسبت كه بر امنيت مىافزود سرعت حملونقل را نيز تأمين مىكرد . در اين عصر يك قسم جادهسازى توسعه يافت و آن عبارت بود از سنگفرش كردن قسمتهاى نرمتر جادهها و حتى ساختن رد چرخ در جادهها براى وسايل نقليهء چرخدار . از قرن چهارم ، اختراع كفشكى براى چارپايان باركش به منظور حمايت سم آنها در جادههاى سخت صورت گرفت و آن را با مس ، پوستين يا موى اسب مىساختند . نعل حقيقى اسب فقط در قرن دوم يا اول ق . م . اختراع گرديد . « 83 »
پروفسور « ايليف » شرقشناس انگليسى مىنويسد كه امپراتورى ناهمرنگ باستانى ايران بوسيلهء ارتباط سريع و وسيع بههم پيوند داده مىشد .
جادههاى شاهى ايران ، چندين قرن ، از جادههاى معروف رومى پيشتر و بهتر درست شده بود . در سراسر اين جادهها كه از شوش پايتخت ادارى مملكت منشعب مىشد مأمورين پستهاى شاهنشاهى پيوسته در رفتوآمد بودند ، دستور و فرمانهاى شاهنشاه را براى فرماندهان نظامى ( ساتراپها ) و استانداران مىبردند و گزارشهاى امور محل را به مركز برمىگردانيدند . بديهى است مردم عادى نيز ( شايد با سرعت كمترى ) به تمام جاهايى كه چاپارهاى شاهنشاهى مىرفتند مى - توانستند آمدوشد كنند و به اين ترتيب ، دادوستد و بسط فرهنگ و مبادلهء افكار و عقايد نيز در سايهء پرچم شاهنشاهى توسعه مىيافت . « 84 »
در جلد پنجم تاريخ هرودت ، از راه شاهى سخن رفته است . اين راه از نقاط مسكون و امن مىگذشته و در مسير آن ، كاروانسراهاى عالى ساخته بودند . در هر 5 فرسنگ ( يك منزل ) يك كاروانسرا وجود داشت ؛ يعنى جمعا از سارد ، پايتخت ليدى ، تا شوش ، پايتخت هخامنشى ، 111
هامش
( 83 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 178 و 179 .
( 84 ) . ميراث ايران ، پيشين ، ص 17 به بعد .