تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
آزادى فردى را پايمال كردند و ستمگرى و خودسرى را در مردمان فرمانروا ساختند و چون چنين كردند درميان مردمان حس برابرى و همبستگى و دوستى را تباه ساختند . » « 61 » هگل ارزش معنوى هخامنشيان را در هوشيارى تاريخى و پيام آزادى ملل و رسالت جهانى آن مىبيند . از اين نظر ايرانيان را نخستين ملت تاريخى مىداند و تأسيس سلسلهء هخامنشى را نقطهء شروع تاريخ جهانى مىشمارد . مىنويسد : « شاهنشاهى هخامنشى دولتى بود امپراتورى به مفهوم جديد آن . . . مركب از دولتهاى گوناگون ، اما هركدام از آنها فرديت خود را از نظر بنيادهاى سياسى و سنن و نواميس خويش محفوظ داشتند . همانطور كه نور روشنى مىبخشد و به هرچيز حيات مخصوص مىدهد ، فروغ شاهنشاهى ايران نيز بر ملل عديده گسترده بود ، و هريك شخصيت حاصل خود را نگاهداشته . . . و آن تركيبى بود از اقوام مختلف كه همگى آزاد مىزيستند . » « 62 »

برترى دموكراسى

به قول ويل دورانت : . . . پس از همهء قياسها بايد گفت كه دموكراسى من حيث المجموع از هرشكل ديگر حكومت ، تاكنون ، متضمن زيان كمتر و سود بيشتر بوده است . دموكراسى در زندگى انسان رغبت و مرافقتى به وجود آورد كه از عيوب و خطرات آن بسيار مهمتر بود . به انديشه و علم و كار آزادى داد و موجبات رشد و فعاليت آنها را فراهم كرد . ديوار امتيازات و طبقات را درهم فروريخت و در هر نسل و در هرمكان و مقام به استعدادها مجال باليدن و رشد و كمال داد . آتن و روم در پرتو دموكراسى خلاقترين شهرها در طول تاريخ شدند . . . امروز دموكراسى با عزمى راسخ هم خود را موقوف به گسترش تعليم و تربيت و تطويل دورهء آن و تأمين بهداشت عمومى كرده است . اگر فرصت برخوردارى يكسان از تعليم و تربيت براى همگان فراهم شود ، دموكراسى واقعى و به حق خواهد بود ؛ زيرا كه در وراى شعارهاى ظاهرى آن ، حقيقت اصلى اين است كه گرچه افراد انسان نمىتوانند همه باهم برابر باشند ، مىتوان دستيابى آنان را به تعليم و تربيت و فرصتهاى زندگى از آنچه هست بيشتر و حتى المقدور برابر كرد . حق انسان منصب و قدرت نيست ، اما حق او هست كه براى رسيدن بدانها از هرراه كه به استعداد و شايستگى او مجال پرورش و آزمايش مىدهد ، گام بردارد . حق عطيه‌اى از جانب خداوند يا طبيعت نيست بلكه امتيازى است كه اگر به فرد داده شود به خير و صلاح جمع است . . . « 63 » گزنفون مكرر در كورش‌نامه از روش دموكراتيك و سياست آزادمنشانهء كورش ياد مىكند . ازجمله وى در فصل پنجم خطاب به دوستان و همرزمان خود مىگويد :
هامش
( 61 ) . افلاطون ، قوانين ، ترجمهء دكتر محمود صناعى ( مجلهء سخن ، ص 1281 ) . ( 62 ) . مأخوذ از : هگل ، فلسفهء تاريخ ، به نقل از : فريدون آدميت ، انديشهءهاى ميرزا آقاخان كرمانى ، ص 154 . ( 63 ) . درسهاى تاريخ ، پيشين . ص 116 .