تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
بزرگى را سرپا نگاه داشته بود ، نمىتوانست از ناحيهء يك سلطان مستبد و بدون مسؤوليت باشد بلكه از طرف شوراى سلطنتى صادر مىشد . حكومت به طرز محسوسى نسبت به اقليتهاى مذهبى مدارا و اغماض مىنمود . مذهب و رسوم ملى اينهمه اتباع با دقت بسيار رعايت و اكثر بوسيلهء شخص پادشاه در كشورهاى مربوطه تشويق و ترويج مىشد . . . گرچه ايرانيان بعضى اوقات بيرحم بودند ولى روىهم‌رفته نسبت به دشمنان مغلوب خود با رحم و عطوفت رفتار مىنمودند و فقط با خائنين به خشونت و سنگدلى رفتار مىشد . هيچيك از پادشاهان ايران داراى سبعيت محض ، لذت بردن از قساوت و سابقهء قتل عامهاى دامنه‌دارى كه پادشاهان آسورى ، بخاطر شخص خود و به هواى نفس خويش ، مىنمودند ، نبودند ؛ ولى استبداد شرقى در بعضى موارد در اعمالى نظير كشتن برديا به دست كامبوزيا قبل از نبرد مصر ، نمايان شد . « 55 » داريوش پس از زمامدارى از روش آزادمنشانهء كورش تبعيت نكرد ، جنبشهاى استقلال - طلبانه‌اى كه درميان ملل تابعه ظهور كرده بود ، سبب گرديد كه داريوش به شدت عمل پردازد . براى آنكه خوانندگان بهتر به اوضاع و طرز فكر او و اشراف آن روزگار واقف شوند ، قسمتى از مذاكراتى را كه پس از پايان سلطنت برديا ( گئوماتا ) بين هفت تن از بزرگان كشور ، براى تعيين رژيم حكومت و تعيين زمامدار جديد ، صورت گرفت از جلد سوم تاريخ هرودت نقل مىكنيم : پنج روز پس از استقرار آرامش ، هفت نجيب‌زاده كه قيام كرده بودند ، شورايى براى بحث در پيرامون وضع آتيهء كشور تشكيل دادند . نطقهاى آنان به نظر بعضى يونانيها باورنكردنى مىآيد ولى اين امر از حقيقت بودن آن چيزى نمىكاهد . « اوتانوس » نجباى پارسى را تشويق كرد تا قدرت حكومت را در اختيار عموم مردم گذارند . وى اظهار داشت : به نظر من بعد ازاين نبايد ادارهء كشور را به يك فرد واحد تفويض نمود . سلطنت مطلقه نه خوشايند و نه دلپذير است . بر شما معلوم است كه كمبوجيه تا چه حد گستاخ شده بود و نيز گستاخى گئوماتاى غاصب ( برديا ) را خودتان آزموده‌ايد . چگونه مىتوان سلطنت مطلقه را يك حكومت خوب دانست . سلطان مستبد هرچه مىخواهد ، مىكند بدون اينكه دربارهء اعمال خود به هيچ مقامى گزارش دهد . با تقوىترين مردم ، اگر به اين مقام عالى برسد ، به زودى تمام صفات حسنهء خود را از دست خواهد داد ، زيرا هوس جاه‌طلبى نزد همهء مردم به وجود مىآيد و امتيازاتى كه سلطان مستبد از آن برخوردار است وى را به گستاخى مىكشاند ؛ ولى هركس كه اين دو عيب يعنى جاه‌طلبى و گستاخى را داشته باشد ، تمام عيوب را بالمجموع دارا خواهد بود ؛
هامش
( 55 ) . ميراث ايران ، پيشين ، ص 18 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 409 | مرتضى راوندى