اول هخامنشى ، سطح قيمتها آهسته بالا مىرفت ، ولى خيز بالا رفتن قيمتها در آغاز پادشاهى داريوش ، به سطحى كه ازاينپس براى بازماندهء اين دوره پايدار ماند ، به اندازهاى سخت و ناگهانى بود كه ديگر نمىتوان شك كرد كه اين « اصلاحات » كه با نيت خوب انجام گرفته بود در از همپاشيدگى اقتصادى آينده سهمى داشته است . « 49 »
كانال سوئز
يكى از اقدامات جالب داريوش كه ارزش اقتصادى و سوق الجيشى دارد حفر كانال سوئز است . وى دربارهء اين اقدام شگرف در كتيبهء كانال مىنويسد : « من پارسى هستم ، به همراهى پارسيان مصر را گشودم ، امر كردم اين كانال را بكنند . . . »
ترعهاى كه داريوش حفر كرد ، با ترعهء كنونى كه در سال 1869 توسط مون فرديناند دولسپس « 50 » حفر و به اتمام رسيد ، كمى اختلاف دارد ؛ زيرا ترعهء كنونى از « پرت سعيد » شروع و به خليج « سوئز » منتهى مىگردد ، ولى ترعهء داريوش كبير از قدرى بالاتر از « بوباستيس » شروع و به رود نيل متصل و پس از عبور از وادى « توميليت » در نزديكى سوئز به بحر احمر ملحق مىگرديده است . « 51 »
تمدن ايران در عهد هخامنشيان
طرز حكومت و سازمان ادارى
در عهد هخامنشيان ، رژيم استبدادى مطلق حكومت مىكرد . شاه خود را نمايندهء اهورامزدا مىشمرد و چون شاهانى در زير فرمان او بودند به نام شاه شاهان يا شاهنشاه خوانده مىشد و ملل متنوعى كه زير يوغ او بودند ( جز يونانيان ) به اين لقب اعتراضى نداشتند . كلام شاه قطعى و نافذ و لازم الاجرا بود و مىتوانست هركس را بخواهد بدون محاكمه و رسيدگى به كشتن دهد . گاه شاه اين حق را به مادر و يا زن سوگلى خود نيز مىداد و آنان نيز در صدور فرمان قتل اشخاص آزادى داشتند . از بزرگان مملكت ، كمتر كسى را جرأت آن بود كه از شاه خردهگيرى كند .
درميان سلاطين هخامنشى كورش و داريوش تنها به سلطنت دلخوش نبودند بلكه آنها بطور مؤثر در امور حكومتى مداخله داشتند ولى سلاطين متأخر اين سلسله بيشتر كارهاى مملكت را به اشراف و خواجگان حرمسرا واگذار كردند و خود به عشقبازى و قمار و شكار پرداختند ؛ چنان كه فى المثل اردشير سوم از 360 همخوابهاى كه داشت ، 150 پسر پيدا كرد .
كورش ، بنيانگذار سلسلهء هخامنشى ، مردى بزرگ و نابغه بود . « به گفتهء امرسون « 52 » همه از تاجگذارى او شاد شدند . روح شاهانه داشت و شاهانه به كار برمىخاست . در ادارهء
هامش
( 49 ) . شاهنشاهى هخامنشى ، پيشين ، ص 268 .
( 50 ) .Mon Ferdinand de Lesseps( 51 ) . تمدن هخامنشى ، ج 1 ، پيشين ص 175 .
( 52 ) .Emerson