دادند كه رد خواهيم كرد و از ايشان مطالبه نخواهيم نمود . . . پس دامن خود را تكانيده گفتم خدا هركس را كه اين كلام را ثابت بنمايد از خانه و كسبش چنين بتكاند و به اين قسم تكانيده و خالى شود . پس تمامى جماعت گفتند آمين .
و در پايان باب نهم بار ديگر از مشكلات اقتصادى و اجتماعى قوم يهود سخن رفته است :
اى خداى عظيم و جبار و مهيب كه عهد و زحمت را نگاه مىدارى ، زنهار تمامى اين مصيبتى كه بر ما و برپادشاهان و سروران و كاهنان و انبيا و پدران ما و بر تمامى قوم تو از ايام پادشاهان آشور تا امروز مستولى شده است ، در نظر تو قليل ننمايد . . . تا امروز غلامان هستيم و در زمينى كه به پدران ما دادى تا ميوه و نفايس آن را بخوريم ، اينك در آن غلامان هستيم . . . مادر شدت و تنگى گرفتار هستيم .
اين مدارك و اسناد به خوبى نشان مىدهد كه هدف دولتهاى تجاوزكار عهد باستان ، و حكومتهاى امپرياليستى زمان ما ، يكى است . از ديرباز منظور غائى اين نوع دولتهاى ستمگر ، غارت منابع و ذخاير ملل مغلوب بوده است . مرحوم مشير الدوله مىنويسد :
اسكندر از شوش سه ميليارد ريال طلا و نقره و از تخت جمشيد تقريبا دو برابر آن به چنگ آورد و در نتيجه بقدرى طلا و نقره در يونان زياد شد كه ارزش آن به نصف تقليل يافت و از اين رهگذر آشفتگيهايى در اوضاع اقتصادى يونان پديد آمد . از اين ارقام مىتوان به عظمت ذخاير طلا و نقرهاى كه هخامنشيان به قيمت اسارت و بيچارگى ملل تابع گردآورده بودند پىبرد و سياست غلط اقتصادى آنان را دريافت . « 45 »
تجارت و بازرگانى
استقرار شاهنشاهى هخامنشيان در سراسر آسياى غربى و پايان دادن به قدرت فئودالها و سلاطين اين منطقه ، تمركز بيسابقهاى به وجود آورد كه عامل مهمى در پيشرفت فعاليتهاى تجارى و بازرگانى بود . علاوهبراين ، سياست اقتصادى داريوش و سعى او در تأمين راهها و وسايل ارتباطى و دخول مقياسها و وزنههاى جديد و رواج سكه و پول واحد در اقطار شاهنشاهى و نظارت دولت در امور اقتصادى ، تحرك و جنبش بيسابقهاى در امور تجارت و بازرگانى ايجاد كرد . گيرشمن مىنويسد :
با توسعهء تجارت جهانى ، سطح زندگى بهطور محسوسى در ايران عهد هخامنشى بالا مىرفت و مخصوصا در بابل ، به قول اقتصاديون ، سطح زندگى بالاتر از يونان بود . . . روابط تجارتى بين نواحيى كه سابقا وجود نداشت ( مثلا بين بابل و يونان ) ايجاد شد و توسعه يافت . . . اروپاى جنوبى داخل در روابط اقتصادى با آسياى غربى گرديد . سابقا تجارت مستقيم از حدودى كه در هزارهء دوم ق . م .
صورت مىگرفت بندرت تجاوز مىنمود . در زمان هخامنشيان بر اثر رواج مسكوكات
هامش
( 45 ) . ايران باستان ، ج 2 ، پيشين ، ص 1478 .