تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
و به پاى بدهى مؤدى مالياتى محسوب و سند صادر مىگرديده است ، و اين اختلاف در عيار مسكوك شايد بواسطهء اين بوده است كه كشورها و استانهاى تابعه حق داشتند سكه بزنند و سكه‌هاى هرمحلى عيارى ديگر داشته است . « 43 » در تخت جمشيد نمايش رژهء ملتهاى زيردست كه پيشكشهاى خود را براى جشن سال نو نزد داريوش و خشايارشا مىآوردند ، به چشم مىخورد . اين پيشكشها به باجهاى كمرشكن ديگر افزوده مىشد و چنان كه اشاره كرديم ، ملكداران براى دادن باج و پيشكش از وام‌دهندگان زالوصفت پول به نرخ صدى چهل در سال ( دو برابر صدى بيست عصر حمورابى ) وام مى - گرفتند و درعين‌حال زمينهايى كه نزد وام‌دهندگان گرو گذاشته بودند به دست آنان كشت مىشد و سود آن را مىبردند . در نتيجهء همين مظالم و بيدادگريهاست كه در سراسر اين دوره على الدوام ملل تابعه براى گسستن زنجيرهاى اسارت اقتصادى و رهايى از ستمگرى سلاطين هخامنشى سر به شورش برمىداشتند . در يهودا و بابل مدارك زيادى كه مؤيد ناراحتى و طغيان عمومى است ، وجود دارد . تنها سهم مالياتى بابل ، به سيم ، بالاترين پرداخت در شاهنشاهى يعنى هزار قنطار بود . علاوه‌براين از آنها پانصد غلام اخته مطالبه مىكردند تا به صورت خواجه‌سرا در دربار خدمت كنند .

وضع مؤديان مالياتى

امستد مىنويسد : « باجهاى سنگين همان نتيجه‌اى را در يهود به بار آورد كه پيش ازاين در بابل ديديم . فرياد دردناك اين يهوديها و زنهايشان در واقع فرياد همهء مردمان شاهنشاهى پارسى بود . » « 44 » باب پنجم كتاب نحميا انعكاسى از وضع رقت‌بار اقتصادى مردم است : و قوم و زنان ايشان بر برادران يهود خود فرياد عظيمى برآوردند و بعضى از ايشان گفتند كه ما و پسران و دختران بسياريم ، پس گندم بگيريم تا بخوريم و زنده بمانيم ؛ و بعضى گفتند مزرعه‌ها و تاكستانها و خانه‌هاى خود را گرو مىدهيم تا به سبب قحط ، گندم بگيريم ؛ و بعضى گفتند كه نقره را به عوض مزرعه‌ها و تاكستانهاى خود براى جزيهء پادشاه قرض گرفتيم ، و حال جسد ما مثل جسد برادران ماست و پسران ما مثل ايشان و اينك ما پسران و دختران خود را به بندگى مىسپاريم و بعضى از دختران ما كنيز شده‌اند و در دست ما هيچ استطاعتى نيست . زيرا كه مزرعه‌ها و تاكستانهاى ما از آن ديگران شده است . پس فرياد ايشان و اين سخنان را شنيدم ، بسيار غضبناك شدم و با دل خود مشورت كرده بزرگان و سروران را عتاب نمودم و به ايشان گفتم : شما هركس از برادر خود ربا مىگيريد . . . كارى كه شما مىكنيد خوب نيست . . . و الان امروز مزرعه‌ها و تاكستانها و باغات زيتون و خانه‌هاى ايشان و صديك از نقره و غله و عصير انگور و روغن كه برايشان نهاده‌ايد ، رد كنيد . پس جواب
هامش
( 43 ) . تمدن هخامنشى ، ج 2 پيشين ، ص 70 و 71 . ( 44 ) . شاهنشاهى هخامنشى ، پيشين ، ص 468 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 404 | مرتضى راوندى