تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
پرداختند ، بطورى كه اگر مالياتهاى سنگين آن دوره را مورد مطالعه قرار دهيم به اين نتيجه مىرسيم كه از شهرستانهاى مختلف همواره نهرى از سيم به مركز امپراتورى روان بود كه هرودت مبلغ آن را به 9880 « قنطار اوبويى » به شمار آورد . به عقيدهء امستد : حساب كردن آن مبلغ به پول كنونى تا حدى غير ممكن است ولى اگر آن را پيرامون 20 ميليون دلار بگيريم و ارزش خريد آن را چند برابر بيشتر ، مى - توانيم تصورى از ثروت پادشاه پارسى به دست آوريم . معمولا اين زروسيمها را مىگداختند و آنها را به صورت شمش درمىآوردند و قسمت ناچيزى از آن را سكه مىزدند و آن سكه‌ها را براى خريد سربازان و يا سياستمداران بيگانه مصرف مى - كردند . به اين ترتيب چون مالياتهاى سنگين را از زروسيم مىگرفتند ، عدهء كثيرى از ملكداران كه قادر به پرداخت باج نبودند ناچار براى تهيهء سيم و زر املاك خود را نزد وام‌دهندگان نابكار به گروگان مىدادند . ادامهء اين سياست ظالمانه از طرف سلاطين و زمامداران حكومت هخامنشى به عقيدهء امستد موجب پيدا شدن تورم و بالا رفتن قيمتها و فلاكت و بيچارگى مردم زيردست گرديد . « 42 » تخت جمشيد . باج‌آوران سويهء يك سند مالياتى در خزانهء تخت جمشيد پيدا شده كه حاوى بقاياى مالياتى بانويى است كه قسمتى از ماليات خود را پرداخت كرده و ، بموجب اين سند ، تتمهء آن را داده و مفاصا حساب گرفته است . . . از مفاد اين لوحه مىتوان دريافت كه سكه يا قطعات نقره كه پرداخت شده سه‌درجه يا بيشتر بوده ، و اين درجه‌بندى برحسب خالص بودن يا خالص نبودن نقره بوده است كه پس از محك به نقرهء خالص احتساب
هامش
( 42 ) . شاهنشاهى هخامنشى ، پيشين ، ص 456 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 403 | مرتضى راوندى