هخامنشى فكر منظم اقتصادى داشت ، پسازآنكه دموكدس « 36 » پاى او را درمان كرد دو زوج زنجير طلا به او بخشيد و بانوان حرم نيز هريك جامى از زر پر از مسكوك طلا به او بخشيدند . اين مورخ مىنويسد كه اسكيتون « 37 » خدمتگزار دموكدس كه با او بود از جمعآورى سكههاى ريخته شده از سر جامها اندوختهء حسابى جمعآورى نمود . « 38 »
بطورى كه از كتيبههاى ميخى مكشوفه برمىآيد ، حكومت هخامنشى از دورهء داريوش به بعد براى تأمين راحت و آسايش خود ، اخذ ماليات و خراج نواحى مختلف كشور را به مقاطعه - كارانى نظير « اگيبى و پسران و موراشو و پسران و عدهاى ديگر » واگذار مىكرد و اين مقاطعهكاران تجارتپيشه ، خراج هرمحل را به پول نقره گرد مىآوردند و به خزانهء شاهى تحويل مىدادند .
ولى بندگان و مشتريان آن تجارتخانهها نه تنها خراج از مردم مىستاندند ، بلكه به معنى صحيح كلمه اهالى را لخت كرده به نفع خويش غارت مىكردند و ايالتى را از هستى ساقط مىنمودند . از كتيبههاى ميخى قرن پنجم چنين برمىآيد كه يكى از مأموران ايرانى عليه اعمال اين تحصيلداران خراج ، شكايت كرد و خطر محاكمه و محكوميت ايشان پيشآمد ، ولى « موراشو و پسران » بهتر آن ديدند كه رشوهء كلانى به مأموران بدهند و از دادگاه و دادرسى نجات يابند .
رشوهء مزبور عبارت بود از مقدار زيادى جو و گندم و چندين چليك شراب و تعداد زيادى گاو و گوسفند و غيره . « 39 »
به قول يكى از صاحبنظران
. . . اگر ما در تاريخ بمثابهء ساكنان اين كشور ، از اقوام ديگر تجاوز و ستم ديدهايم ، بنوبهء خود از شركت در ستم و تجاوز به اقوام ديگر نيز مبرى نيستيم ؛ ولى هم در مورد ديگران ، هم در مورد ما ، گناه از مردم نيست ، گناه از قشر فوقانى است كه آزمندانه خواستار حفظ امتيازات خود بودند . غرور ما بايد به چيزهاى نجيب و شريف ، به ابداعات و آفرينشها باشد نه به ستمها ، تجاوزها ، جهانگشاييها .
در ايجاد تمدنى كه تمدن ايرانى نام دارد هم خلقهاى ساكن فلات ايران و هم بسيارى از خلقهاى ديگر از هند و چين گرفته تا اندلس و روم و صقليه دخالت داشتهاند لذا غرور ميهنپرستانهء ما بايد با احساس انترناسيوناليسم و علاقه و احترام به سرنوشت و مدنيت ديگر خلقها ، بويژه آن خلقهايى كه با ما نزديكترين تماس را داشتهاند ، همراه باشد . تنها چنين احساساتى واقعا انسانى و پيونددهنده است . « 40 »
هامش
( 36 ) .Democeds( 37 ) .Skiton( 38 ) . تاريخ هرودت ، ج 3 ، دكتر هادى هدايتى ، ص 222 .
( 39 ) . پطروشفسكى و ديگران ، تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هيجدهم ، ج 1 ، ترجمهء كريم كشاورز ، ص 7 . براى كسب اطلاعات بيشتر راجع به دادوستد و پول در ايران باستان رجوع كنيد به :
لغتنامهء دهخدا ، حرف پ ، ص 543 .
( 40 ) . ويژگيها و دگرگونيهاى جامعهء ايران در پويهء تاريخ ، ص 11 .