سياست اقتصادى سلاطين هخامنشى
پس از پايان دوران نبرد و تحصيل امنيت و آرامش ، داريوش لباس رزم از تن بهدر كرد و با تدبير و كاردانى ، سازمان اقتصادى و ادارى كشور را سروصورتى بخشيد . داريوش امپراتورى خود را به بيست « ايالت » يا « ساتراپى » تقسيم كرد و در رأس هرايالت ، فرمانروايى مقتدر قرار داد . وى به منظور توسعهء بازرگانى و نزديك ساختن روابط بين ايالات و نيز براى تأمين هدفهاى سوق الجيشى خود به ساختن جادههاى بزرگ اقدام كرد ؛ ازجمله جادهء شاهى افسوس « 31 » را به شوش متصل مىكرد كه از دجله و فرات مىگذشت و طول آن نزديك 2400 كيلومتر بود . جادهاى ديگر بابل را به هندوستان مربوط مىكرد . داريوش شبكهء جاسوسى وسيعى پديد آورد كه مأمورين آنها كارهاى ساتراپها و فرماندهان نظامى را زيرنظر مىگرفتند . « 32 »
به عقيدهء امستد : « درميان پادشاهان باستانى ، كمتر فرمانروايى مىيابيم كه مانند داريوش به اين خوبى دريافته باشد كه كاميابى يك ملت بايد بر بنياد اقتصادى سالم گذاشته شود . » « 33 » براساس اين فكر منطقى ، وى كوشيد تا آنجا كه ممكن است بهجاى پيمانهها و وزنهاى گوناگون ملكداران ، در سراسر شاهنشاهى پيمانهها و اوزان جديدى معمول دارد . او براى هماهنگ كردن وزنهها ، وزنهء جديدى به نام « كرشه » و پيمانهء جديدى به نام « پيمانهء شاه » برقرار كرد .
از وزنههايى كه در گنجينهء تختجمشيد ، كرمان و جاهاى ديگر پيدا شده معلوم مىشود كه وزنهها به شكل هرم كوچكى بوده كه يكى از آنها وزنش كمتر از 22 پوند يعنى صد و بيست كرشه است . وزنهها ظاهرا پس از چندى در سراسر كشور تعميم يافت . امستد مىنويسد :
« جالب است كه در آن سر ديگر شاهنشاهى در « الفانتين » در مرز جنوبى مصر ، سربازان مزدور يهودى وام خود را از روى سنگ ( وزنه ) شاه مىپرداختند . كوچكترين وزن « هلور » يا حبه بود كه از بابل همزمان نيز با آن آشنا هستيم . ده هلور يك چارك مىشد ، چهار چارك يك « شكل » و ده شكل يك كرشه بود ( يك شكل تقريبا معادل يك دلار است . ) سكههاى داريوش از طلاى ناب و به نام خود او « داريك » ناميده مىشد . ضرب سكهء طلا مخصوص شاهنشاه بود و شهربانها مىتوانستند براى انجام مخارج ضرورى سكهء نقره بزنند . « كارشا » يا كرشه هم واحد پول و هم واحد وزن بود و هرسكهء طلا معادل 20 سكهء نقره ارزش داشت و يك سكهء نقره با بيست سكهء مس برابر بود . ارزش مسكوكات با گذشت زمان نقصان يافت ، بطورى كه اگر در دوران كهن مزد يك كارگر در ماه يك « شكل » بود ، با اين وجه مىتوانست ضروريات زندگى خود را تأمين كند ، ولى در دورههاى اخير حكومت هخامنشى ارزش پول كم شده بود و قوهء خريد طبقات پايين اجتماع بيشازپيش كاهش يافته بود .
تاكنون راجع به طرز توليد يعنى وسايلى كه مردم آن روزگار براى توليد ما يحتاج خود ، از قبيل خوراك ، پوشاك ، منزل ، سوخت و ديگر ضروريات زندگى به كار مىبردند تحقيق كافى نشده
هامش
( 31 ) .Ephese( 32 ) . نگاه كنيد به : تاريخ جهان باستان ، پيشين ، ج 1 ، ص 256 به بعد .
( 33 ) . شاهنشاهى هخامنشى ، پيشين ، ص 251 به بعد .