دربارهء اين مبارزات مىنويسد :
نخستين حملهء ايرانيها بر يونانيها با شكست مواجه شد ، زيرا ارتش ايران بر اثر راهپيمايى دورودراز و بر اثر بيمارى و كمبود آذوقه بشدت فرسوده شده بود . اين ارتش حتى به يونان هم نرسيد و مجبور شد بازگردد . بعد در سال 490 ق . م .
ايرانيها براى بار دوم به يونان حمله بردند . اينبار ارتش ايران . . . در سواحل يونان پياده شد . آتنيها به وحشت افتادند ، زيرا شهرت ارتش ايران خيلى زياد بود .
بخاطر همين ترسووحشت بود كه آتنيها ناچار شدند با دشمنان قديمشان يعنى اهالى اسپارت متفق شوند . . . اما حتى پيشازآنكه نيروى اسپارتيها به كمك برسد ، خود آتنيها توانستند ارتش ايران را شكست بدهند . اين شكست در نبرد مشهور « ماراتن » صورت گرفت ، و در سال 490 ق . م . اتفاق افتاد . خيلى عجيب به نظر مىرسد كه يكى از دولتهاى شهرى كوچك يونان بتواند ارتش يك امپراتورى بزرگ را شكست بدهد . اما اين امر آنقدرها هم كه به نظر مىآيد ، عجيب نيست .
يونانيها در نزديكى سرزمين و خانههاى خودشان و براى دفاع از سرزمين خودشان مىجنگيدند ، درصورتىكه ارتش ايران از كانون و سرزمين اصلى خود دور بود .
بعلاوه اين ارتش يك نيروى مختلط و درهم بود كه از سربازان نواحى مختلف امپراتورى ايران تشكيل مىشد . آنها از آنجهت كه مزدور بودند و پولى مىگرفتند ، جنگ مىكردند و به تسخير يونان علاقهء زيادى نداشتند . در طرف مقابل آنها آتنيها بخاطر آزادى مىجنگيدند . اينها ترجيح مىدادند كه بميرند و آزاديشان را از دست ندهند . كسانى كه خود را آماده مىسازند در راه هدف و منظور خود بميرند بندرت شكست مىخورند . « 20 »
در جنگ ماراتن شاه قوى و تواناى ايران مزهء شكست را چشيد و قبل از آنكه خود را آمادهء نبرد جديدى با يونان كند در اثر بيمارى سختى درگذشت .
فتح ماراتن از نظر يونان ، حادثهاى بسيار مهم و عمده بوده است . اگر سپاهى كوچك مركب از مردان مصمم به دفاع از آزادى و مملكت خويش به بهايى گران توانسته است مقاومت كند و دستگاه نيرومند شاه بزرگى را كه متكى به جهازات بود ، عقب براند ، پس شاه بزرگ مغلوب ناشدنى نيست و يونان متحد شايد در آينده نيز بتواند فاتحانه مقاومت كند . « 21 »
اين شكست براى ايرانيان نيز دشوار بود ؛ نظم شاهنشاهى را مختل نمود و مصريان را بر آن داشت كه در راه استقلال خود تلاش كنند . داريوش در 486 ق . م . درگذشت درحالىكه ناظر شكست از يونان و اغتشاش مصر بود .
هامش
( 20 ) . نگاهى به تاريخ جهان ، پيشين ، ص 101 - 102
( 21 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 143 .