تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
يهود ، روح حقشناسى آنها را نسبت به حكومت ايران برانگيخت ؛ تا جايى كه در كتب مذهبى و سرودهاى شادى ، كه پس از سپرى شدن دوران اسارت سرودند ، از كورش و مردم ايران به نيكى ياد كردند . باوجود اقدامات احتياطى كه كورش انجام داده بود در سرحدهاى شرقى حوادث و شورشهايى پديد آمد . در نتيجه شاه ايران پس‌ازاينكه فرزند خود كمبوجيه را مأمور تهيهء مقدمات سفر جنگى به مصر كرد ، خود عازم شرق گرديد و ضمن محارباتى كه براى فرونشاندن آتش انقلاب مىنمود ، درگذشت ، و به اين ترتيب ، چراغ عمر شريفترين سلاطين ايران خاموش گرديد . جسد او را به « پاسارگاد » آوردند و در مقبره‌اش به خاك سپردند .

مقايسهء كورش با ديگر پادشاهان

شهرت و نيكنامى فوق العادهء كورش بيشتر به اين جهت است كه اين شهريار بشردوست بر خلاف اكثريت قريب به اتفاق سلاطين ، به حقوق فردى و اجتماعى بشر معتقد بود ، و براى نخستين‌بار در تاريخ به تمدن و عقايد و افكار و مذهب و سنن اجتماعى ملل مغلوب به ديدهء احترام مىنگريست . براى آنكه خوانندگان بهتر و بيشتر به ارزش اقدامات كورش واقف گردند ، شمه‌اى از مظالم و بيدادگريهاى كشورگشايان قبل از كورش را ذيلا نقل مىكنيم : 1 . « مانيشتوسو » مؤسس سلسلهء اكد در 2800 سال ق . م . پادشاه عيلام را به اسارت برد و مملكت او را به كلى غارت نمود . 2 . در سال 2280 ق . م . « كودرنان خوندى » شهر « اور » پايتخت سومر را غارت كرد و سلسلهء پادشاهيشان را برانداخت و مجسمهء ربة النوع « ارخ » را به عيلام برد . 3 . « شوتروك ناخون‌تا » پادشاه عيلام ، در سال 1190 ق . م . در زمان حكومت سلسلهء « كاسيها » شهر بابل را غارت كرد و تمام اشياء گرانبهاى آنجا را به شوش برد . 4 . آشوريها پس از جنگ و خونريزى و غارت ، ساختمانها و آثار را نيز از بين مىبردند . از قساوت و شقاوت « آشورنازيربال » مىنويسند كه حتى به اطفال اسرا ، اعم از پسر يا دختر رحم ننموده و آنها را زنده‌زنده در آتش مىانداخت . « تكات فالازار اول » ( 1116 - 1090 ق . م . ) تنها به خراب كردن و سوزاندن شهرها و معابد اكتفا نمىنمود بلكه دوست داشت سر اسرا را درحالىكه اسلحه به دست دارند ، ببرد و از سرهاى بريدهء آنها تلهايى بسازد . « توكولتى نينورتاى دوم » ( 890 تا 884 ق . م . ) طبق كتيبه‌هايى كه از او به جا مانده ، مغلوبين را زنده‌زنده پوست مىكند و پوستشان را از كاه پر مىنمود و بر ديوار شهرها مىآويخت ، يا آنها را زنده‌زنده لاى ديوار مىگذاشت . « اسارهاردون » آشوريهاى ياغى را به دست خود گوش‌وبينى مىبريد . آشورنازيربال شرح يكى از فتوحات خود را در سال 884 ق . م . اينطور نوشته : به شهر حمله آوردم و به يك ضرب‌شست متهورانه آن را تسخير نمودم . 60 - هزار نفر از جنگيان دشمن را از دم شمشير گذراندم و پوستشان را به ديوار شهر
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 384 | مرتضى راوندى