دختر « استياگس » ( ايشتوويگو ) پادشاه ماد كه در حقيقت پادشاه متبوع او بهشمار مىرفت ، ازدواج كرد . اين وصلت به تحكيم قدرت هخامنشيان كمك كرد و فرزندى به وجود آورد كه همان كورش كبير ، افتخار سلاطين و فرمانروايان ايران ، است .
باوجوداين وصلت ، دوستى و همكارى حكومت ماد با هخامنشيان دوام نيافت .
اتحاد و كمك كورش با پادشاه بابل موجب خشم استياگس گرديد . وى كورش را به همدان فراخواند ، لكن دعوت او اجابت نشد و پادشاه ماد تصميم به تنبيه كورش گرفت . ولى در طى جنگ ، استياگس مغلوب و اسير كورش گرديد و كورش با او به محبت و دوستى رفتار كرد و همدان را پايتخت و مركز حكومت خود انتخاب نمود .
طبق نظر دكتر گيرشمن : « در آغاز دولت هخامنشى پارسيان تازه از حالت نيمه چادرنشينى به حالت قومى نيمهخانهنشين درآمده بودند . الفباى آنان كه با علائم ميخى نوشته شده معرف پيشرفت آنان در خط علامتى و هجايى است . كار مهمى كه پارسيان به انجام آن توفيق يافتند اين بود كه زبان خود را با خط خود تعبير و بيان نمودند . » « 1 » و اين كارى است كه سكنهء اصلى نجد ايران در طى قرون در صدد انجام آن برنيامدند ؛ و اين مىرساند كه پارسيان از آغاز تمدن خود ، ابتكار روح خلاق خويش را ، كه مىتوانست انديشههاى خارجى را اقتباس و بر اثر نبوغ خود آن را تغيير شكل دهد ، نشان دادند .
قديميترين لوحه و يادگارى كه از عهد هخامنشى به دست ما رسيده اين است :
« اين سرزمين پارسيان كه من مالك آنم داراى اسبان نيك و مردان نيك است . خداى بزرگ اهورمزدا آن را به من داد . من پادشاه اين سرزمينم . »
كشورگشاييهاى كورش
چنان كه اشاره شد كورش به نحوى عاقلانه بر كشور ما دست يافت و بدون خونريزى همدان را پايتخت قرار داد و اسناد و سازمان حكومت خود را بدانجا منتقل كرد . فرمانروايان مادى را تغيير نداد بلكه عدهاى از پارسيان را مأمور همكارى و نظارت در اعمال آنان نمود . انتقال حكومت ماد به دست هخامنشيان چنان ماهرانه و بىسروصدا صورت گرفت كه در دنياى خارج ، حكومت پارسيان همان حكومت « مادى » تلقى مىشد . اتحاد دو مملكت تحت قيادت كورش ، ايران را به صورت ميانجى تمدن شرق و غرب درآورد . به نظر محققان شوروى :
كورش و اشرافيت او به منظور تحصيل غنايم مىكوشند كه همچنان مرزهاى امپراتورى را وسعت بخشند . بر اثر جنگهايى كه از زمان كورش انجام گرفت ، ايران كه خود از لحاظ اقتصادى عقب مانده بود و ساكنان آن را بيشتر قبايل چوپان تشكيل مى - دادند ، دولتهاى متمدنتر از خود را كه در پايان قرن هفتم و اوايل قرن هشتم بسب جنگهاى خارجى و مبارزات اجتماعى تضعيف شده بودند ، به اطاعت درمىآورد .
علاوهبراين محافل بازرگانى و رباخواران بابل ، آشور ، و فنيقيه ، و كشورهاى ديگر
هامش
( 1 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 110 .