به بابل آماده نمود . شهر بابل از لحاظ نظامى شهرى مستحكم و غيرقابل تسخير مىنمود ولى سوء سياست زمامداران و تنآسانى مردم و غرقه بودن طبقات مختلف در اوهام و خرافات به - پيشرفت كار كورش كمك كرد . بطورى كه هرودت نوشته :
ديوار بابل 16 فرسنگ طول داشته و ارتفاع ديوار در حدود سيصد پا و قطر آن 75 پا بوده است . خندقى كه خاك آن را براى ساختمان ديوار و تهيهء آجر مصرف كرده بودند ، ديوار دفاعى را از خارج احاطه مىنمود و ممكن بود هنگام محاصره به درياچهاى تبديل شود و از نزديك شدن اقوام مهاجم جلوگيرى نمايد . « 4 »
با اينحال تمام عوامل به نفع او در كار بود . كورش در كتيبهاى كه در شهر بابل به دست آمده مىگويد : « بابل را به آسانى گرفتم ، بىجنگوجدال درميان سروروشادى مردم وارد شهر شدم .
اوضاع داخلى اين شهر مرا متأثر كرد . از ويران شدن خانههاى مردم جلوگيرى كردم و نگذاشتم كه دارايى آنها ناچيز شود . مردم بابل را گردآوردم و خانههاى ويرانگشته را از نو ساختم . « 5 »
كورش وقتى بابل را گرفت با بابليها سازش كرد . در امور اجتماعى كشور تغييراتى نداد ، مبانى اقتصادى كشور را محترم شمرد و دستگاه ادارى و قضائى بابل را تغيير نداد و در جلب رضايت و محبت مردم كوشيد .
بابل بر اثر ضعف پادشاه و عدم رضايت مردم از حكومت وقت ، به زودى سقوط كرد و شاه محبوس گرديد ، ولى كورش با او محبت كرد و چون درگذشت ، مرگ او را عزاى ملى اعلام نمود و در مراسم عزادارى شركت كرد . پادشاه سياستمدار ايران پس از تسخير بابل خود را فاتح آن سرزمين معرفى نكرد بلكه خود را جانشين قانونى تاجوتخت معرفى نمود و به تمدن و فرهنگ قديم ، و مقدسات مذهبى آنها احترام گذشت و مانند پادشاهان بابل ، دست خداى بعل را لمس كرد و با اين فتح بزرگ ، خود را شاه كشورها خواند . كورش با تسخير بابل در حقيقت به سوريه كه سابقا در تصرف بابل بود نيز دست يافته بود . بههمين مناسبت به آنجا رفت و روش خيرخواهانهء خود را آشكار ساخت . پادشاهان فنيقيه به خدمت او آمدند و ضمن اعلام وفادارى جهازات جنگى خود را در اختيار او گذاشتند .
كورش در نخستين سال فرمانروايى خود در بابل به اقدامى تاريخى دست زد و فرمانى مبنى بر آزادى يهوديان از اسارت و بازگشت آنها به موطن اصلى و تجديد بناى معبد در بيت المقدس صادر نمود و اجازه داد كه ظروف زرين و سيمينى كه از آنجا آوردهاند بار ديگر به محل اصلى بازگردانند . در نتيجهء اين فرمان ، چهل هزار يهودى راه وطن خويش پيش گرفتند و كورش را منجى خود خواندند . رفتار بزرگمنشانهء كورش و داريوش نسبت به قوم
هامش
( 4 ) . على سامى ، تمدن هخامنشى ، ص 42 .
( 5 ) . نگاه كنيد به داندامايف ، ايران در دوران نخستين پادشاهان هخامنشى ، ترجمهء روحى ارباب ، ص 144 به بعد .