ايران در عهد هخامنشيان
سرزمين ايران باستان از دورهء كورش به بعد منحصر به خاك ايران كنونى نبوده است ، بلكه شاهنشاهان هخامنشى از عهد كورش ، مناطق وسيعى از كشورهاى خاورميانه و شرق نزديك را در حيطهء تصرف خود داشتهاند . بنابراين ، هنگام بحث در تاريخ اجتماعى ايران در اين دوره ، نمىتوانستيم حدود تحقيقات و مطالعات خود را به چهارديوار ايران كنونى محدود كنيم و از بيان تمدن و فرهنگ درخشان ديگر ممالك متمدن اين منطقه سرباز زنيم .
به اين ترتيب ، مراد ما از تاريخ اجتماعى اين عصر نشان دادن وضع عمومى تمام كشورهايى است كه در آن روزگار چندى تحت تسلط سلاطين و امراى ايرانى بوده يا به مناسبتى با ايران كهن ، مناسبات سياسى و اقتصادى داشتهاند . اتخاذ اين روش از دو جهت سودمند است يكى از اين لحاظ كه خوانندگان به سازمانهاى سياسى و اجتماعى و اصول عقايد و افكار و آداب و سنن و مظاهر زندگى هنرى و ادبى متمدنترين ممالك باستانى واقف مىگردند دوم اينكه پژوهندگان ضمن مطالعه در فصول گذشتهء اين كتاب و دقت در پايه و حدود تمدن كشورهايى نظير بابل ، مصر ، هند ، چين ، يونان و روم و مقايسهء آنها با تمدن و فرهنگ باستانى ايران به ارزش و مقام واقعى قوم ايرانى در بناى تمدن و فرهنگ كهن ، پىخواهند برد و هنگام داورى و مقايسه راه تعصب و اغراق نخواهند سپرد .
پسازاين مقدمه ، مطالعات اجتماعى و سياسى خود را در ايران عهد هخامنشى دنبال مىكنيم .
سلاطين و فرمانروايان
چنان كه قبلا گفتيم پارسيان ، كه از ديرباز در ساحل چپ دجله مستقر شده بودند ، در حدود 700 ق . م . در ناحيهء « پارسوماش » واقع در شرق شوشتر اقامت گزيدند و با استفاده از ضعف عيلام ، تحت رهبرى هخامنش ، حكومت هخامنشيان را تأسيس كردند . چيش پيش ، پسر و جانشين هخامنش ، از محاربات خونينى كه بين آشور و عيلام ايجاد شده بود به نفع خود استفاده كرد و حوزهء متصرفى خود را وسعت بخشيد و بتدريج از تابعيت عيلام سرباز زد . هنگام مرگ او ، منطقهء نفوذ پارسيان عبارت بود از پارسوماش ، و انشان و پارس . وى قبل از مرگ قلمرو خود را بين دو پسر خود آريارمنه و كورش اول تقسيم كرد .
در اين ايام ، مادها هنوز مقتدر و توانا بودند . بههمين مناسبت ، كمبوجيهء اول ، با