صلاح عموم بود گردآورى مىشد . به اين ترتيب مىتوان گفت حقوق رومى متضمن قوانين ملل تابعهء روم نيز بوده است . بههمين علت آن را قانون همهء ملتها « 276 » نام نهادند . بسيارى از حقوقدانان روم سعى مىكردند كه قوانين امپراتورى با ميزان منطق و عقل سليم هماهنگ باشد و از بركت همين انديشهء عالى بود كه هرگاه در مجموعهء قوانين به مواد و مقرراتى غير معقول و غيرانسانى برمىخوردند ، بيدرنگ ، در مقام تغيير آن برمىآمدند . مدتها وقوف به قوانين رومى كارى دشوار بود زيرا اين قوانين در احكام كنسولها و آثار حقوقدانان در هزاران هزار جلد نوشته شده بود و بين آنها آراء و احكام ضد و نقيض زياد ديده مىشد . بههمين علت ، عدهاى از خيرخواهان برآن شدند كه تودهء انبوه و بينظم احكام و آراء و عقايد را به صورت يك قانوننامهء منظم درآورند و چندين بار قدمهايى در راه انجام اين كار بزرگ برداشته شد ولى سرانجام در ايام فرمانروايى « ژوستىنين » اين امر خطير سامان گرفت ، و در قرن ششم ميلادى كه مقارن ظهور اسلام است مجموعهء قوانين رومى ، مرتب و مدون گرديد . ژوستى نين براى انجام اين كار ، عدهاى از علما و اساتيد حقوق را مأمور مطالعه و جمعآورى و جرح و تعديل قوانين نمود . اين هيأت پس از مدتها كاروكوشش ، نتيجهء بررسيهاى خود را در دو هزار جلد كتاب كه حاوى 3 ميليون سطر است ، مدون و منتشر نمود . قانوننامهء ژوستى نين ، چنان كه اشاره كرديم ، چكيده و جوهر اطلاعات و تجارب روميان و ملل تابعهء آنها در فن قضاوت و حكومت و دادگسترى است .
پس از تنظيم و تدوين قوانين ، ژوستى نين در راه اشاعه و انتشار آن در سراسر روم و مستعمرات آن سعى فراوان كرد و دستور داد مواد آن را در مدارس قديم مخصوصا در دار العلم بيروت ، اسكندريه ، آتن ، و قسطنطنيه تعليم و تدريس نمايند . پسازآنكه بيروت و اسكندريه در سدهء اول هجرى جزو مناطق متصرفى مسلمين درآمدند ، بين فقهاى اسلامى و محققين و حقوقدانان رومى ارتباط و تماس نزديك حاصل شد و همين تماسها سبب گرديد كه بعضى از مقررات و قوانين رومى در فقه اسلامى راه يابد . پس از برچيده شدن اصول فئوداليته در غرب با استقرار و رشد جنبش بورژوازى سازمانها و قوانين حقوقى و جزائى روم ، مورد توجه حكومتهاى جوان غرب قرار گرفت . نه تنها ملل لاتين اروپا يعنى ايتاليا ، فرانسه ، اسپانيا و پرتقال از منابع حقوق رومى كسب فيض كردهاند بلكه كشورهاى جنوبى و مركزى و بعضى از جمهوريهاى آمريكاى شمالى از قوانين و مقررات روم قديم استفاده كردهاند و هنوز در دانشكدههاى اروپا حقوق روم كه قديمترين اصول حقوقى جهان است تعليم و تدريس مىشود .
نمونهاى از قوانين قديم روميان
در روزگار قديم در روم و ساير كشورهاى باستانى هركس از ديگرى صدمه و آزارى مىديد ، شخصا در مقام انتقام و كينهتوزى برمىآمد .
بههمين علت ، غالبا بين طرفين ، جنگ تنبهتن رخ مىداد و گاه اختلاف دو تن به جنگ دو خانواده يا دو قبيله پايان مىيافت . در قوانين روم ، حتى در الواح دوازدهگانه ، كه قديميترين قوانين اين كشور است ، حس انتقامجويى ، شدت ديرين خود را از دست داده ، و اقدام در قصاص و اخذ ديه و مطالبهء ترميم خسارت با شخص مدعى نيست بلكه
هامش
( 276 ) .Jus . Gentium