از حوزهء دانوب 10 هزار اسير همراه خود آورد و آنان را در 123 جلسه براى تفريح خاطر خود و اشراف با تيغ برهنه بر جان يكديگر انداخت . كسانى كه به اين سرنوشت شوم اعتراض مىكردند ، به دست سربازانى كه گرداگرد ميدان جمع شده بودند قطعهقطعه مىشدند .
در مجالس بزم ، تكيهگاه بزرگان ، پستان و سينهء كنيزكان جوان بود . آنها مجبور بودند در طول ساعتها چون بالش بيروحى از جاى نجنبند . يكى ديگر از تفريحات اين بزرگان اصيل ! اين بود كه غلامان را مجبور كنند دست خود را در استوانهاى پر از زنبور و عقرب فروبرند تا اربابان از تشنجات چهرهء آنها مسرور و خندان گردند .
تمدن و فرهنگ روميان
روميان در رشتهء فلسفه ، هنر و نمايش كموبيش پيرو يونانيان بودند و بر مجموعهء آثار فكرى ، ذوقى و هنرى آنان چيز مهمى نيفزودند ، ولى در طرز حكومت و ادارهء كشور و سازمانهاى نظامى و تدوين قوانين و مقررات و در رشتهء مهندسى سرآمد ملل باستانى بودند . بطور كلى روميان بمراتب بيش از يونانيان به جنبههاى عملى زندگى توجه كردهاند و براى بهبود زندگى مادى و حسن جريان امور تدابيرى بهكار بردهاند .
پسازآنكه جمهوريت روم جاى خود را به رژيم امپراتورى داد ، مبارزات اقتصادى و اجتماعى با مداخلهء شمشير سپرى گرديد . امپراتوران روم ، براى آنكه مبارزات دوران جمهوريت بار ديگر تجديد نشود ، دست به يك رشته اصلاحات زدند . مورخان ، دو قرن صلح و آرامش دوران امپراتورى را « صلح رومى » « 271 » مىخوانند . در اين دوره به روش خودمختارى استانداران و اسلوب جابرانهء اخذ ماليات كمابيش خاتمه داده شد . هر استاندار مكلف بود گزارش دقيقى از كارها و وضع زندگى مردم براى امپراتور تهيه كند . با آنكه در دورهء امپراتورى نيز مالياتها را به مقاطعه مىدادند ، عمل مأمورين جمع ماليات مورد نظارت قرار مىگرفت و به كسى اجازه نمىدادند از راه گردآورى ماليات به چپاول مردم مبادرت ورزد .
امپراتوران روم ، در موارد خاص ، به مردم هراستان اجازه مىدادند با ايجاد حكومت محلى ، خود بر امور كلى شهر نظارت كنند و به اين ترتيب ، امپراتوران با پايان دادن به جنگهاى خانگى و جلوگيرى از تمركز ثروت در دست عدهاى معدود ، زمينه را براى پيشرفت زندگى مدنى و اجتماعى فراهم كردند . با اينكه در اين ايام هنوز در كشتزارها عدهاى برده و كارگر فقير مشغول كار بودند ، در نتيجهء تقسيم اراضى بزرگ و مبارزه با چپاول و غارتگرى اقليت ، در شهرها ، طبقهء متوسط رو به تزايد بود . حقوق مدنى و اجتماعى كه در آن ايام به حقوق « شهريگرى » تعبير مىشد ، بتدريج آنقدر بسط يافت كه در سال 122 م . همهء مردم آزاد در سراسر امپراتورى حقوق قانونى يكسان پيدا كردند . « يك نفر شهرى رومى مىتوانست بىآنكه خود را در كشورى بيگانه احساس كند ، از لندن به مارسى و بعد به روم ، و از آتن به اسكندريه و بابل مسافرت كند و هركجا كه قدم مىگذاشت ، فردى بود از همشهريان روم ، و در پناه قوانين رومى مىتوانست از آن تمدنى كه روميان به جهان داده بودند ، بهره گيرد . » از سدهء دوم ميلادى
هامش
( 271 ) .Pax Romana