تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
امپراتورى روم به بزرگى كشورهاى متحدهء امريكاى شمالى و جمعيت تقريبى آن بالغ بر 60 ميليون بود . شهر رم در آن روزگار قريب يك ميليون جمعيت داشت ، ولى ساير شهرها چندان پرجمعيت نبود . مثلا اسكندريه و انطاكيه در حدود 500 هزار جمعيت داشت . امپراتورى روم شبكه‌اى بود از شهرها كه بر روى هم شايد شمارهء آنها به پنجهزار مىرسيد . در شهرها بناهاى زيباى عمومى و خصوصى ، راههاى ارتباطى خوب ، و ابنيهء تاريخى ، زياد بود . چون شهر رم پايتخت و مورد توجه عموم بود ، سكنهء هرشهر كوشا بودند كه محل سكونت خود را همانند آن بسازند . بطور كلى تفاوت شهرها با يكديگر چندان محسوس نبود . در كليهء شهرها عمارات ، حمامهاى عمومى ، تئاترها ، آمفى تئاترها ، قصرهاى خصوصى ، و غيره ديده مىشد و تمام اينها به سبك معمارى يونانى - رومى بود . در طى اين دو قرن ، مسافرين با سرعت و آسايشى بيسابقه طى طريق مىكردند . مسافرى كه از بريتانيا به سوى شرق سفر مىكرد ، در طول سفر طولانى خود از هيچ مرز بيگانه‌اى گذر نمىكرد و به هيچ گذرنامه‌اى نياز نداشت و در هيچ‌جا از بازرسى و سازوبرگ سفر رنج نمىديد و هيچگونه حقوق گمركى نيز نمىپرداخت . در جاده‌هايى سفر مىكرد كه بىشباهت با جاده‌هاى امروزى نبود . در سراسر جاده‌ها سنگهاى راهنما قرار داشت و در هرپنج يا شش ميل راه يك كاروانسرا يا قرارگاه وجود داشت . يك پيك رسمى مىتوانست 18 روزه از رم به اسكاتلند برسد . در آن دوره اسب ، قهرمان سرعت بود . حكومت رم براى آنكه مسافرين زودتر به مقصد برسند ، حتى الامكان تپه‌ها را از ميان مىبرد و در دره‌ها پلهاى بزرگ مىساخت . كشورهايى كه زير سلطهء امپراتورى روم قرار داشتند ، از لحاظ فرهنگ و تمدن يكسان نبودند . ممالك غربى يعنى سكنهء اسپانيا ، گل و بريتانيا در تمدن پايگاه فروترى داشتند ، در حالىكه ممالك خاورى يعنى مردم يونان ، آسياى صغير و سوريه و مصر وقتى كه روميان بر آنها دست يافتند ، خيلى متمدنتر از روميان بودند . به‌همين علت ، كمتر تحت تأثير تمدن و فرهنگ رومى قرار گرفتند و بيشتر حكومت غالب را محكوم فرهنگ و تمدن خود ساختند . روميان بيش از همه از منبع سرشار فرهنگ و تمدن يونانى كسب فيض كردند . پس از فتح يونان ، هزاران هزار يونانى را به صورت برده به ايتاليا گسيل داشتند و از هنر و دانش آنها براى پرورش نسل جوان رومى استفاده كردند . عده‌اى از جوانان رومى براى درس خواندن به آتن و اسكندريه رفتند و به اين ترتيب ، مقدمات رسوخ تمدن و فرهنگ هلنى فراهم گرديد . روميها بيشتر در زمينهء ادب و فلسفه از يونانيان استفاده كردند و با ترجمهء كتابهاى يونانى به لاتين با علوم و معارف و فلسفهء يونانى آشنا گرديدند . روميان از ممالك غربى ( اسپانيا ، گل ، و بريتانيا ) چيزى نياموختند ولى بدانان بسى چيزها آموختند . سكنهء اين نواحى ، آداب‌ورسوم رومى را در طى دو قرن بتدريج فرامىگرفتند و به زبان لاتين سخن مىگفتند و همواره مى - كوشيدند تا درشمار روميان محسوب شوند . زبان امروزى اين ممالك كه « رمانس » ناميده مىشود ، همه از زبان لاتين مشتق شده است . « 272 »
هامش
( 272 ) . بعضى از مطالب اين بحث ، مأخوذ است از : كارل بكر فردريك دنكاف ، سرگذشت تمدن ، ترجمهء على رهنما .