تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
در چنين اوضاعى « ماريوس » با استفاده از شهرت نظامى به مقام كنسولى انتخاب شد و بدون اعتنا به مقررات ، چندبار به اين رتبه رسيد و با اينكه خود را طرفدار اصلاحات برادران گراكوس معرفى مىكرد ، قدمى در اين راه برنداشت . با لشكركشى مهرداد در آسياى صغير ( 88 قبل از ميلاد ) زمينه براى مداخلهء بيشتر نظاميها در امور مملكتى فراهم شد . سنا « سولا » را به فرماندهى در آسياى صغير برگزيد . وى پس‌ازآنكه مخالفين خود را از پاى در - آورد ، به‌سمت ديكتاتور مدت چهار سال به‌جاى 6 ماه فرمانروايى كرد .

دوران قيصر و جانشينان او

پس از او قيصر ( سزار ) با كسب افتخارات نظامى و فتح منطقهء وسيعى از « پيرنه » و بحر « مانش » و تسخير « گل » و هجوم به خاك بريتانيا شهرت فراوان به دست آورد . سپس براى سركوب كردن « پمپى » رقيب خود ، از ايتاليا به اسپانيا ، يونان و مقدونيه و مصر لشكر كشيد و در كشور اخير با « كلئوپاتر » ملكهء جوان و زيباى مصر عشق باخت . اين سردار شجاع رومى تا سال 44 ق . م . يعنى پيش از آنكه به دست مخالفان خود از پاى درآيد ، يكتنه و با استبداد كامل بر مردم حكومت مىكرد و پس از او « اوكتاو » پسر خواندهء او ملقب به « اوگوست » زمام امور را به دست گرفت . وى با آنكه خود را احياكنندهء جمهورى روم معرفى مىكرد ، در واقع پايه‌گذار امپراتورى روم بود و با آنكه براى حفظ ظاهر جمهوريت ، سنا و مجمعها و ساير دستگاههاى جمهورى را حفظ كرد ولى در عمل ، مانند قيصر ، تمام اختيارات را در خود جمع كرده بود . بجاى تعطيل سنا كليه سناتورهايى را كه با حكومت فردى او سرجنگ داشتند از ميدان سياست بيرون راند . نظارت سنا را بر امور سياسى و ارتش و دستگاه جمع ماليات قطع نمود ، فرزندان خود را برآن‌داشت كه صنعت ريسندگى و بافندگى را بياموزند و خود در خانه‌اى معمولى مسكن گزيد و در ايام بحرانى از ثروت بيكران خود ، حقوق سربازان و مخارج نان رايگان بينوايان و هزينهء تعمير آب‌انبار شهر و بناهاى عمومى را پرداخت . اخذ ماليات را بر اصولى صحيح بنيان نهاد و مأمورينى صالح و كاردان براى ادارهء امور مالى و ساير كارها تعيين نمود و آنها را در برابر خود مسؤول نمود و كارى كرد كه به قول « تاسيت » مورخ معروف ، روميان : « نظم و ترتيب و سلامت جديد را بر نظم و ترتيب و ماجراى قديم ترجيح مىدادند . » چهار امپراتورى كه پس از اوگوست زمام امور را به دست گرفتند ، هيچيك شايستگى و كاردانى اوگوست را نداشتند . با اين حال ، سازمان و تشكيلاتى كه اوگوست بنيانگذار آن بود ، همچنان به كار خود ادامه مىداد . امپراتورى عظيم و وسيع روم شامل اقوام متمدنى نظير يونانيان و مصريان و اقوام نيمه متمدنى نظير سكنهء « سلت » در بريتانيا بود . طبيعى است در چنين منطقهء وسيعى ، با چنين اختلاف فاحشى كه در درجهء تمدن و فرهنگ ملل مختلف وجود داشت ، ايجاد يك حكومت ثابت و اتخاذ روشى يكسان براى ادارهء كليهء كشورهاى تابعه امكان‌پذير نبود . به‌همين علت ، امپراتوران روم كمابيش نرمش و انعطاف نشان دادند و به هرمنطقه مأمورى مناسب گسيل داشتند و سعى كردند كه در قلمرو وسيع آنان پول مشترك ، زبان مشترك يونانى و لاتين ، كيش مشترك امپراتورپرستى و شهرنشينى مشترك حاكم و فرمانروا باشد . امپراتوران روم افتخار مىكردند كه مردم مناطق وسيع امپراتورى ، از بريتانيا گرفته تا مصر و