تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
تلاوت مىكردند و به زانو افتاده زارى و تضرع مىكردند و همان مراسمى را به جا مىآوردند كه در معابد خدايان براى ارباب انواع مرسوم بود . گويند مادرشان با عزت و شرافت بسيار همهء مصائب را تحمل كرد و چون در محل شهادتشان با حرمت بسيار معابدى برپاساختند ، گفت : « اينها شايستهء چنين تكريم و تعظيمى بودند . » اين بانوى شجاع و شيردل هرگز هنگام تقرير مصائب فرزندان خود اظهار عجز و انكسار ننمود و قطرهء اشكى رخسارش را تر نكرد . « 255 » با مرگ اين دو برادر جنبشهاى اعتراضى خاموش شد و نمايندگان سنا پس از اين جريان به هيچ‌يك از مواعيد خود عمل نكردند . در پايان اين مقال ، نبايد فراموش كرد كه كوشش برادران گراكوس بيشتر براى تأمين منافع طبقهء متوسط و مالكين ورشكست شده بود ؛ درحالى كه بدبخت‌ترين و محرومترين مردم آن روز ايتاليا غلامانى بودند كه دايما از مستعمرات به ايتاليا گسيل مىشدند و به علت محروميت از كليهء حقوق اجتماعى چاره‌اى جز انقلاب نداشتند . به‌همين علت از آغاز قرن دوم ق . م . مكرر غلامان محروم عليه اربابان ستمگر قيام كردند و هربار با وارد كردن تلفات و خسارات زياد برآنها شكست خوردند . در اين جنگهاى دامنه‌دار ، نبرد غلامان سيسيل ( از 132 تا 141 ق . م . ) و مبارزهء شجاعانهء اسپارتاكوس و يارانش از جهت نظم و سازمان قابل توجه است . در سال 73 ق . م . از دويست نفر غلامى كه براى مرگ به گلادياتورى مىبردند فقط 76 تن از آنها دست اتحاد به‌هم داده به سركردگى اسپارتاكوس راه فرار پيش گرفتند و پس از تهيهء اسلحه و وسايل دفاعى ، به يارى غلامانى كه از هرطرف به جانب آنها مىشتافتند ، قواى دولتى را شكست دادند و به انتقام خونهايى كه ريخته شده و فجايع بيشمارى كه اربابان رومى مرتكب شده بودند ، سيصد تن از نجباى اسير روم را مانند گلادياتورها به جان يكديگر انداختند تا مزهء بيدادگرى را بچشند . اسپارتاكوس پس از دو سال با وارد كردن تلفات بسيار به دشمن ، شكست خورد و كراسوس ، جلاد رومى ، دستور داد 6 هزار دار برپا كنند و كليهء ياران و همرزمان اسپارتاكوس را به دار آويختند . در مقدمه كتاب تاريخ جهان باستان چنين آمده است :

برده‌دارى در جمهورى رم

« توسعهء اقتصادى جامعهء روم بتدريج نقش كار بردگى را تقويت مىكرد . دولت ، بعنوان ابزار سلطهء سياسى برده‌داران و قشرهاى ثروتمند جامعه نيرو گرفت . در جمهورى روم ، سنا سازمان عالى حكومت بود و قدرت شاه به دو مأمور عاليمقام كه بعدها « كنسول » ناميده شدند ، انتقال يافته بود . كنسولها بر سنا رياست داشتند و بر سپاهيان فرماندهى مىكردند . مأموريتهاى عالى ازجمله حق انتخاب شدن در سنا از امتيازات پاتريسينها بود . مبارزه ميان پاتريسينها و پلبينها مدام درگير بود . اين مبارزه از اين جهت كه در
هامش
( 255 ) . از « قيام تيبريوس » خلاصه‌اى است از : پلوتارك ، حيات مردان نامى ، ترجمهء مهندس مشايخى ، ص 78 تا 138 ؛ در ضمن نگاه كنيد به : تاريخ باستان ، پيشين ، ص 141 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 355 | مرتضى راوندى