داخل جامعهء پلبينها نيز تفاوت بزرگ اجتماعى وجود داشت ، صورت پيچيده و بغرنجى به خود مىگرفت . سرانجام پلبينها ، مزاياى چندى به دست آوردند كه از آن جمله است الغاى بردگى بر اثر وامدارى ، راهيافتن آنها به محاكم ، و تحصيل تريبونهاى خاص پلبها . . . اصطلاح پلب ، مفهوم اوليهء خود را از دست داد و از اين پس بر قشرهاى پايين و استثمار شدهء جامعه اطلاق مىشد . . . توسعهء مناسبات بردهدارى و تمايل طبقهء حاكم براى حلوفصل مشكلات ارضى از طريق كلونيزاسيون ، روم را در پايان نيمهء اول قرن سوم پيش از ميلاد ، به تعقيب سياست توسعهطلبى نظامى در خارج از شبهجزيرهء ايتاليا سوق مىدهد . اين جنگها سيل نيروى انسانى بردهها را به جانب روم روانه ساخت كه خود به افزايش سهم كار بردگى در اقتصاد روم منجر گرديد .
كار بردگى جاى كار اتباع آزاد را مىگرفت . اقتصاد املاك كوچك به ويرانى كشيده مىشد و املاك بزرگ ( لاتيفونديا ) توسعه مىيافت . دهقانان محروم از زمين به اجارهدارانى مبدل شدند كه مالكان بزرگ به آنها زمين واگذار مىكردند . برخى از دهقانان به شهرها روانه شدند ، عدهاى از آنان صنعتكار شدند ، و بسيارى از آنان به خيل تهيدستان شهر پيوستند .
صنعتكاران در كوئرپراتيوها متحد شدند ، و كاربردگان در آنجا نيز رفتهرفته رواج يافت . از قرن دوم پيش از ميلاد ، بردگان بتدريج به توليدكنندگان اصلى نعم مادى مبدل مىشوند ، بازرگانى خارجى بيش از تجارت داخلى توسعه مىيابد ، كمبود صادرات با غارت سرزمينهاى زيردست و بويژه چپاول نقره ، به مقادير كلان ، جبران مىشود . رباخوارى رونق مىگيرد . . . بازرگانان و رباخواران به صف طبقهء حاكم ارتقا مىيابند . در نتيجهء استثمار بيرحمانهء بردگان ، شورش بردگان ، كه بزرگترين آنها قيام اسپارتاكوس است ، مدام تكرار مىشود . . . » « 256 »
« اسپارتاكوس در سراسر سال 73 ميلادى كار تدارك جنگى را دنبال مىكرد و به سپاهيان و پيروان خود درس انضباط مىآموخت . غنايم بتساوى تقسيم مىشد و استفاده از زر و سيم ممنوع بود . « سالوست » با شگفتى خاطرنشان مىكند كه اسپارتاكوس ، كه نيروى جسمى و روحى عظيمى داشت ، از راه منطق ، تودهها را متقاعد مىكرد و هرگز به روشهاى وحشيانه و غير انسانى نظاميان توسل نمىجست .
همين مورخ گزارش مىدهد كه اسپارتاكوس از افراط در خونريزى ، كه بردگان هنگام تصرف روستاها مرتكب مىشدند خشمگين مىشد . او توصيه مىكرد كه : « سرزمين را همچون ملك خود حفظ كنيد » و بدينسان سنتهاى آتنيون « 257 » را زنده مىساخت . نقشهء جنگى اسپارتاكوس روشن نيست و نمىدانيم چرا اسپارتاكوس نخست سپاهيان خود را به سوى شمال تا گردنههاى آلپ پيش برد و سپس آنها را به جنوب بازگردانيد و در راه مكرر سپاهيان دشمن را شكست داد . كراسوس در رأس سپاهى عظيم كه از سراسر ايتاليا
هامش
( 256 ) . تاريخ جهان باستان ، پيشين ، ج 2 ، ص 24 و 25 ( مقدمه ) .
( 257 ) .Athenion