تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
تصويب كنند و حتى در حضور عامهء مردم تضرع‌كنان دست « اوكتاويوس » رقيب و مخالف سرسخت خود را گرفت و تقاضا كرد كه دست از مخالفت خويش بردارد ، ولى اوكتاويوس ذره‌اى از مخالفت دست برنداشت . . . سناتورهاى محافظه‌كار ، به‌جاى آنكه به پيشنهادهاى خيرخواهانهء تيبريوس رضا دهند ، با پشتكار و سرسختى ، با اجراى هرگونه نقشهء اصلاحى مخالفت كردند و به يارى عمال خود ، اين مرد مبارز و سيصد تن از طرفداران جدى او را در سال 133 ق . م . به كشتن دادند . رفتار طبقهء فرمانروا نسبت به اين جوان مجاهد بسيار سبعانه بود . پلوتارك مىنويسد : « . . . به برادرش اجازه ندادند كه جسد او را كه به دست آورده بود ، تدفين كند ، بلكه با ساير اجساد به رودخانه پرتاب كردند و به‌همين هم اكتفا نكردند و پس از او نسبت به ياران و متابعان او قساوت بسيارى به خرج دادند . » سنا وقتى كه آتش خشم مردم را شعله‌ور ديد ، براى ارضاى خاطر خلق ، با تقسيم زمينهايى كه متعلق به دولت بود مخالفت ننمود و اجازه داد كه در تحت نظر شخص ديگرى اين كار عملى شود . پس از اين فاجعهء بزرگ ، عوام الناس و طبقهء متوسط به فكر افتادند گراكوس ، برادر تيبريوس را به مقام تريبون يا نمايندگى خود برگزينند . بطورى كه سيسرون و بعضى از مورخان نوشته‌اند : « گراكوس پس از قتل فجيع برادر تصميم داشت از جنجالهاى سياسى كناره‌گيرى كند ولى برادرش به خوابش آمد و او را به نام خواند و گفت : « چرا معطلى ؟ ممكن نيست كه از اين سرنوشت فرار كنى ؛ چه ، يك نوع زندگى و يك عاقبت براى هر دوى ما مقدر است . تقدير چنين مىخواهد كه ما موجبات رفاه و آسايش مردم را فراهم سازيم . » ظاهرا از اين پس وى در فعاليتهاى سياسى شركت مىكند و مردم با شور و هيجان از او پشتيبانى مىكنند . پس‌ازآنكه از طرف عامهء مردم به عنوان خطيب برگزيده شد ، به ايراد نطقهاى پرشورى پرداخت و از مصائبى كه بر سرگذشتگان ، در راه خدمت به خلق آمده است ، سخن گفت و رشتهء سخن را به برادر خود كشانيد و گفت : برادرم تيبريوس را به ضرب چوب و چماق هلاك ساخته و جسد بيجانش را از قلهء ارك تا تمام گوشه‌هاى شهر كشانيدند و سرانجام به رودخانه پرتاب كردند و سپس جملهء ياران باوفاى او را با قساوت و بيرحمى كشتند ، بىآنكه اندك توجهى حتى به صورت ظاهر محاكمه داشته باشند و تقصير هيچيك را معلوم كنند . و حال آنكه از ابتداى تأسيس اين شهر روم بناى كار براين بوده است كه هرخطاكارى را محاكمه مىكردند . . . هيچ قاضى قصاص مرگ را دربارهء محكوم مجرى نمى - داشت مگر اينكه تشريفات و سنتهاى قضايى در حقش جارى شده باشد . گراكوس پس‌ازآنكه به كمك مردم به مقام تريبون برگزيده شد ، روش برادر خود را تعقيب كرد ، رابطهء نزديك خود را با مردم قطع نكرد و با استفاده از حمايت جدى پلبينها قانون غلات را به تصويب رسانيد و مقرر گرديد كه هريك از اهالى شهر هرماه 43 ليتر گندم به قيمت ارزان بخرد . با اين قانون نه تنها فقرا نان پيدا كردند بلكه اصول رشوه‌گيرى در انتخابات موقوف گرديد ، زيرا مردم ، كه نان خود را تأمين شده ديدند ، به جاه‌طلبانى كه گندم تقسيم مىكردند و رأى ملت را مىخريدند اعتنا و توجه نكردند . اين مرد با پشتيبانى مردم از اختيارات مجلس سنا كاست و حق تسويه و تنظيم مسائل مالى و سياسى را از انحصار سنا
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 353 | مرتضى راوندى