شهوانى ، و اعتدال در لذايذ در هردو برادر مشابه و برابر بود . » تيبريوس از آغاز فعاليتهاى سياسى و اجتماعى خود متوجه شد كه وضع تريبونها و عامهء مردم بسيار ناگوار است . بينوايان و طبقهء محروم اين دوران ، روى الواحى كه در نقاط مختلف شهر ، يا دروازهها و معابر نصب كرده بودند با اصرار و ابرام تمام از طبقهء حاكمهء وقت مىخواستند كه به طبقهء فقير و تهيدست روم ، زمين و يا حقوقى كه به آنها تعلق داشته ، بازگردانند . ظاهرا دادن شعار و استفاده از لوحهاى تبليغاتى ، نخست در روم قديم معمول گرديد . پسازآنكه تيبريوس بهسمت وكيل عمومى يا تريبون برگزيده شد ، تصميم گرفت به نفع طبقات محروم قيام كند و به كمك قانون و با بحث و مشاوره با برگزيدگان شهر ، كه جزو اشراف بودند ، زمينهاى غصبى را به مستمندان مسترد دارد .
به اين ترتيب ، پس از گفتگوى بسيار ، مقرر شد كسانى كه به حريم قوانين تخطى كرده و زمينهايى را غصب كردهاند در مقابل بهايى كه از خزانهء عمومى دريافت مىدارند ، اراضى را مسترد دارند تا دولت آن زمينها را به مستمندانى كه ضياع و عقارى ندارند ، تفويض نمايد . با اينكه لحن اين قوانين و نحوهء اجراى آن بسيار ملايم بود ، اغنيا كه ثروت بيكران خود را از راه تجاوز كسب كرده بودند ، با شدت تمام به مبارزه برخاستند و به او تهمتهاى ناروا زدند .
ولى تيبريوس در پناه حمايت مردم به سختى از حقوق عامه دفاع كرد . اصول پيشنهادات او اين بود :
1 . حدود املاك يك خانواده به ميزان معينى محدود گردد و هيچكس زايد بر هزار جريب رومى نداشته باشد .
2 . به كشاورزانى كه زمينهاى خود را از كف دادهاند بار ديگر زمين داده شود .
3 . به بينوايان رومى به قيمتى نازل ، هرماه 43 ليتر گندم داده شود .
4 . به كليه طوايف لاتين و بعضى ايتالياييهاى ديگر ، حق شهرنشينى داده شود .
نطق تاريخى تيبريوس
تيبريوس در پاسخ اعتراضات غيرمنطقى اغنيا در پشت تريبون قرار گرفت و طى يكى از نطقهاى پرهيجان خود چنين گفت :
. . . حتى حيواناتى كه در سرزمين ايتاليا وجود دارند پناهگاهى براى خود دارند و در غار يا شكاف كوه مسكن مىكنند و حال آنكه مردم محروم ايتاليا كه براى اين سرزمين جان خود را فدا مىكنند فقط از هوا و روشنايى استفاده مىكنند . اين مردم با زن و اطفال خود حيران و سرگردان ازاينسو به آنسو مىروند . . . اينكه فرماندهان به سربازان در ميدانهاى جنگ مىگويند كه براى خود و آب و خاك و مقابر و معبد خانوادهء خود بكوشيد و از جان خود نهراسيد ، سخنى دروغ است . . . بلى اين بيچارگان كه به ميدان جنگ مىروند و كشته مىشوند ، بخاطر حفظ ثروت و مال و لذت ديگران است . آنها را بدروغ صاحب زمين و ارباب مىنامند ؛ چه آنها صاحب يك وجب زمين در تمام قلمرو مملكت نيستند . . .
اغنيا و ثروتمندان كه در مقابل سخنان منطقى تيبريوس و حمايت جدى مردم ، موقعيت اجتماعى خود را در خطر ديدند به تحريكات دامنهدارى دست زدند و گفتند تيبريوس مصمم است كه اساس مملكت را واژگون كند . ولى وى با صبر و شكيبايى بسيار از اغنيا خواست كه طرح قانونى او را