نمايندگان خصوصى خود مىسپردند . در روم قديم پس از سقوط رژيم سلطنتى ، شريفزادگان مناصب مهم مملكتى را كه عبارت از مقام كنسولى و سنا و مجمع بود ، به دست نمايندگان خود سپردند . دو نفر كنسول براى مدت يكسال به عنوان رؤساى قوهء مجريه خدمت مىكردند ، هريك از دو كنسول مىتوانست اقدامات كنسول ديگر را با استفاده از حق و تو متوقف سازد . بنابراين ، اجراى سياستى كه مورد موافقت هردو كنسول نبود ، امكان نداشت .
ارتش نيز تحت نظر كنسولها اداره مىشد ولى در مواقع بحرانى ، با توصيهء سنا ، كنسولها اختيارات خود را براى مدت 6 ماه به يك نفر ، كه ديكتاتور خوانده مىشد ، واگذار مىكردند .
اعضاى سنا 300 نفر بودند و كنسولها به نظر سنا احترام مىگذاشتند . مجمع ، كنسولها و ساير مأموران را انتخاب مىكرد و قوانينى را كه كنسولها و سنا به مجمع تقديم مىكردند ، تصويب يا رد مىكرد .
شهرنشينان روم اعم از شريفزادگان و عوام الناس حق شركت در مجمع را داشتند .
مجلس سنا
مظهر دموكراسى اشرافى در روم قديم مجلس سنا بود و كنسولها مكلف بودند در امور مهم سياسى و اجتماعى با آنان مشورت كنند .
مهمترين كارهاى اين مجلس ، عبارت بود از تعيين تاريخ انتخابات ، رفع اختلافات بزرگان ، انتصاب فرمانفرمايان ايالات ، تعيين ميزان ماليات ، تنظيم خزانهء عمومى ، تصويب مخارج ، پذيرفتن سفراى خارجى و اعزام نماينده به خارجه ، تصويب جنگ و عقد صلح . در جلسهء سنا نخست ، رئيس مجلس سنا موضوع مذاكره را بيان مىداشت ، سپس نظر نمايندگانى را كه در يمين و يسار او نشسته بودند ، استعلام مىكرد . كرسى خطابه معمول نبود ، بلكه هريك از نمايندگان بهپا خاسته جواب مىدادند و مىتوانستند هرقدر مىخواهند ، صحبت كنند و رئيس نمىتوانست مانع نطق سناتورها بشود . در پايان مذاكره ، رأى مىدادند . گاهى دستها را بلند مىكردند و زمانى موافق و مخالف در سمت راستوچپ رئيس قرار مىگرفتند . پس از اخذ رأى ، رئيس مجلس با اداى اين جمله « اى پدران محترم كه اسم شما در دفتر نمايندگان ثبت است بيش از اين مزاحم شما نمىشوم » ختم جلسه را اعلام مىكرد . تصميم سنا به منزلهء قانون بود و به نام رأى ملت اجرا مىشد .
طرز انتخابات
اشخاص صاحب حقوق يعنى ، اقليتى كه از كار و زحمت مداوم اكثريت زندگى كرده و خود را ملت روم مىخواندند ، همهساله در ماه ژوئيه در ميدانى مجتمع مىشدند و در امور مهم عقد صلح ، اعلان جنگ ، تعيين نمايندگان و حكام و قضات و غيره نظر خود را اظهار مىكردند . در اين ايام نيز انتخابات بطور طبيعى صورت نمىگرفت و كسانى كه داوطلب اين مقام بودند از راه رشوه ، دروغ ، و رياكارى مردم را فريب مىدادند . براى آنكه خوانندگان به ماهيت و طرز انتخابات آن روز و شباهت آن با طرز انتخابات امروز بعضى از كشورها آشنا شوند توصيههاى « كنتوس سىسرون » را به كسى كه داوطلب نمايندگى است ، عينا نقل مىكنيم : « در طبقات مختلفهء مردم دقيقشو و تميز بده كه از هركسى چه كارى ساخته است تا بتوانى كمك و همراهى او را تحصيل كنى . . . تمام شهر و همهء اصناف و جميع قراء و مزارع مجاور را در نظر داشته باش . . . آداب معاشرت كه براى