تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
آدمى در زندگى از خوشى روى بتابد . بايد اين وحشت را از بين برد . . . » آثار حرمان و نوميدى كه مولود خرابى اوضاع اقتصادى و اجتماعى ، و انحطاط تمدن يونان بود ، در عقايد شكاكان به بهترين وجهى آشكار شد . اصحاب شك « 245 » حصول معرفت را امرى غيرممكن مىدانستند و مىگفتند ، دانش انسان در هرامرى نسبى است و حواس بشرى ، كه يگانه وسيلهء كسب اطلاعات است غالبا خطا و اشتباه مىكند . علاوه‌براين ، شكاكان دايرهء اطلاعات بشرى را محدود مىشمردند و عقيده داشتند كه : « حقيقت يكى است ، و وجود عقايد و آراء مختلف بين فلاسفه ، به خوبى مىرساند كه انسان قادر نيست كه علم حقيقى را به دست آورد و به اسرار عالم پىببرد ؛ بنابراين بهتر است از اتخاذ تصميم و روش قطعى خود - دارى كنيم و در طلب تحصيل احكام ثابت ، سرگردان نشويم . » پورهون « 246 » ( 365 - 275 ق . م . ) پيشواى اين جماعت مىگفت : « چون حواس و دلايل عقلى ما قابل اعتماد نيست بهتر است از هرگونه اظهار نظر مثبت و منفى دربارهء اشياء و نمودها خوددارى كنيم . » شكاكان ( يا اصحاب احتمال ) با تبليغ نظريات خود مىكوشيدند تا در مقابل عقايد جاهلانه و تعصب - آميز و بىچون و چراى مردم عصر خود ايستادگى و مقاومت كنند و مردم بى خبر را از تعقيب افكار سخيف و پرستش ارباب انواع بازدارند و به اشتباه و گمراهى خود واقف گردانند . يكى از پيروان اين مكتب مىگويد : كسانى كه بطور مسلم وجود خدا را تأييد مىكنند نمىتوانند از سقوط در نوعى بيدينى خوددارى كنند ، زيرا اگر مىگويند كه خدا همه‌چيز را در يد اختيار دارد ، او را سازندهء چيزهاى بد نيز دانسته‌اند ؛ و اگر بگويند كه او فقط برخى چيزها را در اختيار دارد يا اينكه هيچ‌چيزى در اختيار او نيست ناچار بايد خدا را خسيس بدانند يا ناتوان ، و پيداست كه اين ، نوعى بيدينى است ! . . . از رنسانس به بعد ، شكاكيت دينى در غالب موارد با اعتقاد و جذبه نسبت به علم همراه بوده است ، ولى در زمان باستان چنين زمينه‌اى براى « شك » وجود نداشت . جهان باستانى بىآنكه بر استدلالات ، شكاكان پاسخ دهد ، روى خود را از آنان برتافت . چون اعتبار خدايان « آلپ » از ميان رفت ، براى هجوم اديان شرقى كه در جلب‌نظر خرافات‌پرستان بر يكديگر سبقت مىگرفتند ، راه باز شد ، تا آنكه كيش مسيحى پيروز آمد . » « 247 »

روم

وضع طبيعى

وضع طبيعى شبه جزيرهء ايتاليا و منابع ثروت آن زياد خوب نيست ، ولى اگر اين مملكت را با يونان مقايسه كنيم بايد بگوييم كه ايتالياى قديم ، وضع طبيعى بهترى داشته و كوههاى ايتاليا بر خلاف مرتفعات يونان ، مانع مواصلات زمينى و اتحاد سياسى نيست . جلگه‌هاى اين كشور از جلگه‌هاى يونان حاصلخيزتر و براى فعاليتهاى اقتصادى مناسبتر است .
هامش
( 245 ) .Scepticists( 246 ) .Pyrrho( 247 ) . تاريخ فلسفهء غرب ، پيشين ، ص 249 ( به اختصار ) .