از سكنهء اصل ايتاليا و سوابق زندگى آن اطلاع دقيقى در دست نيست . عدهاى معتقدند كه قبل از تمدن رومى ، تمدن يونانى و تمدن اتروسكى در حدود 600 سال ق . م . به اين سرزمين راه يافت و سالها ، نقاط حساس ايتاليا و سيسيل تحت نفوذ سياسى و اقتصادى و فرهنگى يونان بود . درميان شهرهاى ايتاليا شهر روم از نظر وضع جغرافيايى و سوق الجيشى بسيار اهميت دارد ، زيرا اين شهركه بر فراز هفتتپه و در محل پلى بر روى رودخانهء تيبر ساخته شده است ، به خوبى تقويت مىشود و به آسانى قابل دفاع است و چون به دريا نزديك است مىتواند در فعاليتهاى اقتصادى مديترانه نقش مهمى ايفا نمايد .
سازمان اجتماعى
در روم قديم ، هرقبيله از ده « كورى » و هركورى از ده « ژنس » تركيب يافته بود . براى آنكه كسى جزء مردم روم به حساب آيد و از حقوق اجتماعى بهرهمند شود ، بايد عضو يكى از ژنسها باشد . ژنسها سازمانهايى خونى و نسبى بودند . مديران كشور از بين قديميترين و سابقهدارترين افراد ژنسها انتخاب مىشدند كه آنها را پدر يا پاتر « 248 » مىخواندند . شركت در مجلس سنا و احراز مقامات مهم ، حق اين خانوادهها بود . با گذشت زمان و تكامل طرز توليد و وسعت حكومت روم و آمدن مهاجرين بسيار به سرزمين ايتاليا وضع اجتماعى روم تغيير كلى يافت . بموجب مقررات و سنن اجتماعى ، فقط پاتريسينها كه وابسته به خاندانهاى قديم بودند ، جزء ملت روم به حساب مىآمدند و از حقوق اجتماعى برخوردار مىشدند . ساير افراد ملت ، يعنى مهاجرين و تازهواردها ، جزء طبقهء متوسط و محروم محسوب مىشدند و پلبين ناميده مىشدند .
تغيير اوضاع اقتصادى ، رشد صنعت و تجارت و فعاليتهاى نظامى حكومت روم سبب گرديد كه امتيازات نسبى و خونى ، بتدريج ، جاى خود را به امتيازات مادى بدهد ، در سازمان نوين اجتماعى ، كسانى كه فعاليتهاى مؤثر اقتصادى و نظامى انجام مىدادند از حقوق و مزاياى بيشترى برخوردار بودند . پرولترها ، فقيرترين طبقات مردم روم را تشكيل مىدادند . بعضى از افراد اين طبقه آنقدر فقير بودند كه به قول مردم آن روز جز سر خود ، دارايى ديگرى نداشتند .
در اين دوره كارهاى توليدى زياد مورد توجه نبود و مهمترين كارها ، اشتغال به امور جنگى بود . از اين راه حاصل كار و ذخاير توليدى و زمين ديگران را غصب كرده و به مالكيت خود درمىآوردند و مردم غارت شده را به نام غلام به خدمت خود مىگماشتند و به استثمار آنها مىپرداختند . در نتيجهء جنگهاى دايمى ، قدرت پاتريسينها فزونى گرفت و وضع اقتصادى پلبينها و ساير طبقات به فلاكت گراييد و به تعداد پرولترها افزوده مىشد . در اين دوره عدهاى با گرو گذاشتن زمين ، با نرخى سنگين ، از پاتريسينها قرض مىگرفتند و غالبا به علت عدم پرداخت دين خود ، نه تنها زمين خود را از دست مىدادند بلكه به غلامى آنان درمىآمدند . همين اوضاع و تحميلات گوناگون ، سبب گرديد كه از قرن پنجم ق . م . بين پاتريسينها و پلبينها براى الغاء قروض و استفاده از اراضى دولتى و شركت در مشاغل رسمى مبارزاتى درگيرد . در غالب اين مبارزات ، غلامها با پلبينها همداستان بودند و به اتفاق با پاتريسينها مبارزه مىكردند .
هامش
( 248 ) .Pater