تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
ولى به قول ويل دورانت : « او از اهميت مقاومت فكر شرقى و عمق و عظمت فرهنگ آن آگاه نبود . اين خود آرزوى خامى بود كه تمدنى كم‌دوام و ناپخته ، مانند تمدن يونانى ، مىتواند بر تمدن بسيار پهناورى كه ريشه‌هاى آن در سنن و آداب مقدسى مستحكم شده بود ، غالب آيد . كميت آسيايى بر كيفيت يونانى چربيد . خود اسكندر در هنگام پيروزى خويش مغلوب فكر شرق شد . با همه زنانى كه داشت دختر داريوش را به زنى گرفت . اين فكر شرقى را كه سلطنت يك وديعهء الهى است با خود به اروپا آورد ، و هنگامى كه مانند پادشاهان شرق خود را خدا خواند ، يونانيان شكاك را به حيرت انداخت . . . آداب و عقايد شرقى ، از همان راهى كه امپراتور فاتح بازكرده بود به سوى غرب هجوم آورد . . . درميان مردم فقير يونان ريشه دوانيد و روح لاقيدى و تسليم شرقى در سرزمين منحط و مأيوس يونان زمينهء خوبى پيدا كرد . به اين ترتيب از اواخر قرن چهارم قبل از ميلاد ، بر اثر آشفتگى اوضاع اقتصادى و سياسى ، روح تصوف و عرفان قوت گرفت و بازار منطق صحيح و واقع‌بينى رو به كسادى گذاشت ؛ ازجمله مكتب سينك « 241 » و « كلبيها » طرفدار اصول اخلاقى بودند و راه سعادت را در اعراض از علائق زندگى مىديدند . كلبيون ، كسى را عاقل و حكيم مىدانستند كه فقر و برهنگى و رنج و گمنامى را بر لذات زندگى ترجيح دهد و قوانين و نظامات اجتماعى را به ديدهء استهزاء بنگرد . علمدار اين افكار ديوژن « 242 » معروف است كه از علائق زندگى جز كاسهء سفالين چيزى نداشت . روزى جوانى را ديد كه با مشت به نوشيدن آب مشغول است فورا كاسه را به دورافكنده گفت ، معلوم مىشود كه در اين جهان به اين هم نياز نيست . كلبيها تنها با دولت مخالف نبودند بلكه مذهب را هم چيز غير لازمى مىشمردند . ديوژن مىگفت : « خدايان يا لازم نيستند يا مضر مىباشند . »

رواقيون

درميان مكاتب فلسفى اين دوره ، رواقيون با اينكه به روح و خدا معتقد بودند طبيعت را منشأ تمام قضاياى جهان مىدانستند و وجود را مستعد همه‌گونه تغيير و تبديل و تحول و تكامل مىشمردند . به نظر آنها درك و استنباط هر مطلب ، داراى چهار مرحله است كه عبارتند از : وهم ، گمان ، درك و علم . حصول علم موقعى امكان‌پذير است كه جهت تصورات كاملا معين و روشن باشد . پيدايش فلسفهء رواقيون تقريبا همزمان با فلسفهء اپيكور است . پيروان اين مكتب مىكوشند تا دوايى براى دردهاى اجتماعى پيدا كنند . زنون « 243 » ( در حدود 310 ق . م . ) يكى از علمداران اين مكتب است . وى از يك جمهوريت جهانى برپايهء برابرى و مساوات سخن مىگويد . به نظر عده‌اى از افراد اين مكتب ، رژيم بردگى بايد ازبين برود ، نبايد بين غلام و آزاد اختلافى وجود داشته باشد ، بايد كارى كرد كه كليهء اقوام و ملل عالم از هرطبقه و نژاد از حقوق و مزاياى اجتماعى ، بطور يكسان برخوردار شوند . به اين ترتيب ، رواقيون بجاى دموكراسى طبقات ممتاز ، حمايت خود را از دموكراسى و آزادى عموم افراد بشر اعلام كردند ، و در راه اشاعه و اجراى مقاصد اجتماعى خود ، تا حد امكان ، سرسختى و پافشارى نشان مىدادند .
هامش
( 241 ) .Cynies( 242 ) .Diogen( 243 ) .Zenon