تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
درجاتى قائل است و مىگويد ، جمادات چون كمال يافته و نمو كرده‌اند به صورت نبات در آمده‌اند و نباتات حساس گرديده به مرحلهء حيوانيت رسيده‌اند و به مرور زمان ، حيوانيت تا انسان كمال يافته است . به عقيدهء او امتياز انسان بر ساير حيوانات به تفكر و منطق است .

ارزش آثار ارسطو

ارسطو بدون استعانت از گذشتگان به نيروى تفكر خاص خود ، دانش نوينى را كه همان علم منطق است ، بنياد گذاشت . كتاب ارغنون ارسطو در منطق ، تنها قالب انديشه و تفكر قرون وسطى و مادر فلسفهء اسكولاسيتك نبود بلكه اين شاهكار ، در قرون جديد ، اروپاى جوان را به استدلال و باريك‌بينى عادت داد و به دانشپژوهان روش درست فكر كردن را آموخت . ارسطو براى روشن كردن هرمطلب ، به تعريف و حدود توجه خاصى داشت . امروز در هيچ علمى نمىتوانيم وارد شويم مگر آنكه اصطلاحاتى را كه ارسطو به كار برده است ، استعمال كنيم كه از آن جمله ، قوه مقوله ، نيرو ، فعل ، محرك ، غايت ، اصل ، صورت و غيره را مىتوان نام برد .

مطالعه در طبيعت

قبل از يونانيان چنان كه ديديم مصريان ، بابليان و هنديان در راه علم پيشرفتهايى كردند ولى علم آنها با الهيات آميخته بود ؛ يعنى هر امر طبيعى كه از درك آن عاجز بودند با خدايان يا عوامل فوق طبيعت آن را تفسير مىكردند . به عقيدهء آنان سراسر جهان مملو از خدايان بود . در يونان ، نخست فيزيولوگهاى ايونى با شهامت بسيار امور پيچيدهء جهان را با طبيعت توضيح كردند . طالس كه او را پدر فلسفه مىدانند براى نخستين‌بار با ، طرد خدايان ، اعلام كرد كه آفتاب و ستارگان گويهاى آتشين هستند . آناكسيمندر نقشه‌هاى نجومى و جغرافيايى ترتيب داد ، و آناكسيمن منشأ اشيا را از تودهء بسيار رقيقى شمرد و گفت باد و ابر و خاك و سنگ در نتيجهء غلظت آن ماده پيدا شده است . آناكساگوراس علت خسوف و كسوف را بيان كرد و طرز تنفس نباتات و ماهيان را كشف نمود . هراكليتوس به جنبش و تغيير دايمى موجودات معتقد بود و جنگ و مبارزهء دايمى را اساس همه‌چيز دانست و گفت در نتيجهء جنگ است كه عده‌اى آزاد و گروهى برده‌اند . به عقيدهء او فقط يك چيز ثابت وجود دارد و آن قانون است كه هميشه بوده و هست و خواهد بود . دموكريت اعلام كرد كه جهان از اجزاء لايتجزى و خلأ درست شده است . اين بود خلاصهء نظريات علمى پيش از ارسطو . آشفتگى اوضاع اقتصادى و سياسى يونان و جنگ دايمى بين دو جبههء دموكراسى و اريستوكراسى ، سبب گرديد كه سوفسطاييان و متفكران يونانى از تتبعات فيزيكى و زيست‌شناسى چشم بپوشند و براى پايان دادن به مبارزات اجتماعى ، در راه علوم سياسى و اخلاقى مطالعه و تحقيق نمايند . درميان متفكرين اين دوره فقط ارسطو شجاعانه مطالعات خود را در طبيعت و اخلاق دنبال و كارگذشتگان را با مشاهدات و بررسيهاى بيشترى تكميل كرد و نتايج حاصله را در كتابى چند به رشته تأليف درآورد . ارسطو در هرمقولهء علمى كه قدم مىگذاشت ، نخست آراء متفكرين سلف را بيان مى - كرد و سپس به رد آنها مىپرداخت . به عقيدهء « بيكن » همين روش ارسطو سبب شده است كه بسيارى از نظريات علمى پيشينيان به دست ما برسد . قطع نظر از عقايد شخصى كه ارسطو در زمينهء زيست‌شناسى ابراز كرد ، بايد وى را نخستين كسى دانست كه علم زيست‌شناسى را به جلو
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 337 | مرتضى راوندى