ازدواج ميان خويشاوندان قدغن است زيرا ؛ كه موجب تباهى نسل است . . . زنان و مردان برگزيده بايد باهم زياد رفتوآمد كنند . . . و اين خود موجبى خواهد بود كه بيشتر كودكان جامعه از اين نسل باشند . » « 229 »
آراء و نظريات افلاطون و نقشهء او براى ايجاد مدينهء فاضله ، پس از انتشار مورد اعتراض قرار گرفت ؛ حتى ارسطو شاگرد او گفت : « اين چيزها و چيزهايى ديگر در طى قرون بارها فرض و توهم شده است . »
جملات زير منسوب به افلاطون است :
عدالت آن است كه هركسى آنچه حق اوست به دست بياورد و كارى را در پيش گيرد كه استعداد و شايستگى آن را داشته باشد .
زندگى براى انسانى كه با موانع حيات خود مىجنگد ، بسيار جالب است .
از ناتوانى منال ، از چيزى گله و شكايت مكن ، زيرا حاصل آن تأثر و دلسوزى است از ضعف كه آن هم تراوش روحهاى ناتوان است .
كوشش براى پيشرفت به جلو هدف زندگى است .
سالهاى آخر عمر دراز افلاطون به خوشى در آكادمى سپرى گرديد . يكى از شاگردانش وى را براى شركت در جشن عروسى دعوت كرد . استاد در سن 80 سالگى دعوت او را پذيرفت و به آن جشن رفت و در سرور و شادمانى آنها شركت جست . پس از ساعتها ، فيلسوف پير گوشهء خلوتى خواست تا كمى استراحت كند . صبحگاهان ، وقتى به دنبال استاد رفتند تا او را بيدار كنند ، ديدند كه وى به خواب ابدى فرورفته است .
ارسطو ، بزرگترين متفكر دنياى قديم
ارسطو در سال 374 ق . م . در « ستاگيرا » متولد گرديد ، در 15 سالگى پدرش درگذشت و تحت سرپرستى قيمى دانشمند قرارگرفت . پدر او دوست و طبيب پادشاه مقدونيه بود . ارسطو در محيطى علمى تربيت يافته بود ؛ بههمين مناسبت ، از آغاز جوانى از تمام عوامل مناسب براى تنظيم و پايهگذارى علم استفاده كرد . ظاهرا در 18 سالگى به آتن رفت و در صف پيروان افلاطون درآمد . باوجود تأثير فراوانى كه عقايد افلاطون در نظريات ارسطو باقى گذاشته در موارد بسيارى بين عقايد افلاطون و ارسطو اختلاف ديده مىشود . پس از مدتى ارسطو از آكادمى افلاطون بيرون رفت و يكچند برحسب دعوت « فيليپ مقدونى » به معلمى اسكندر اشتغال ورزيد . بعدها پس از مراجعت به آتن در 53 سالگى مكتب فلسفى خود را به نام ليسه « 230 » در باغى تأسيس نمود . چون استاد هنگام تعليم مسائل فلسفى قدم مىزد او را رهبر فلسفهء « مشائى » نيز مىگويند . ارسطو از آغاز كار براى وقوف بر نظريات علمى و فلسفى گذشتگان به خريد و جمعآورى كتب موجود همت گماشت و در اين راه از بذل مال دريغ نورزيد . افلاطون منزل ارسطو را « قرائتخانه » مىناميد .
اگر افلاطون به رياضيات و فلسفهء نظرى و سياست علاقه داشت ، ارسطو بيشتر مطالعات خود را
هامش
( 229 ) . تاريخ تمدن ( كتاب دوم - بخش اول ) ، پيشين .
( 230 ) .Lycee