مشروط برآنكه مقدارى نيز براى كمك به زندگى ديگران به دولت بپردازند .
جنگجويان بايد در مورد دشمن كشور خويش بسيار بيرحم باشند ولى به هموطنان به هيچوجه جوروستمى روا ندارند . البته چنين مردم وظيفهشناسى فقط در سايهء آموزش و پرورش درست به وجود مىآيند ؛ و آن مردم تربيت شده را مقررات منطقى و صحيحى بايد اداره كند . « 227 »
در كتاب سوم جمهورى ، قسمت اصلى نظريهء افلاطون ، راجع به زندگى اجتماعى مردم است : « من معتقدم كه مردم نبايد چيزى داشته باشند كه فقط به خودشان تعلق داشته باشد ، هيچ خانه يا دكانى نبايد باشد كه كسى حق ورود به آن را نداشته باشد . همه بايد سر يك ميز باهم غذا بخورند و باهم بدون تكلف زندگى كنند . سربازان بايد زير چادر و در خيمهها بطور مساوى باهم بهسر برند . براى سربازان نگهداشتن پول و تزيين لباس يا طلا و نقره و غذا خوردن در ظرفهاى قيمتى و حتى دست زدن به پول ممنوع است . »
مقام زن در جامعه
افلاطون مىگفت :
همانطور كه ثروت بايد بين مردم مشترك باشد ، زنان و بچهها نيز مال همه است . به منظور توليد نسل و تكثير افراد مملكت ، دولت به مردان و زنان اجازه مىدهد ، بچههايى كه به وجود مىآيند به شير - خوارگاههاى عمومى سپرده شوند و بوسيلهء دايگانى غير از مادر خود بزرگ شده در دبستانهاى همگانى پرورش يابند . زمانى كه ثروت و زن و فرزند ، عمومى و مال همه باشد غم و شادى نيز ميان مردم به تساوى تقسيم مىشود . « 228 »
« در اجتماع ما نبايد ميان زن و مرد حائلى وجود داشته باشد ، مخصوصا در زمينهء تعليم و تربيت ؛ دختران همان امتحانات فكرى را كه پسران مىگذرانند ، خواهند گذرانيد و مانند پسران مى - توانند به مقامات عاليهء مملكتى نايل شوند . . . تقسيم كار برطبق استعدادات و قابليتهاست نه بر طبق جنس مرد و زن ؛ اگر زنى خود را مستعد ادارهء مملكتى نشان داد بايد آن امور را به وى تفويض كرد ، و اگر مردى جز ظرف شستن كارى از دستش برنمىآيد ، بايد فرمان تقدير را گردن نهد .
معنى اشتراكى بودن زنان ، جفتگيرى كوركورانه نيست ، بلكه به عكس بايد كليه روابط جنسى تحت مراقبت دقيق درآيد تا اينكه كودكان زيبا و خوب به وجود بيايند . تربيت حيوانات دراينجا براى ما مستند خوبى مىتواند باشد ؛ اگر ما در تربيت حيوانات براى به دست آوردن صفاتى كه مطلوب است نر و مادههاى معينى را انتخاب مىكنيم و از هرنسلى فقط بهترين مواليد را تربيت مىنماييم ، چرا همان نتايج را در بهبود نسل بشر به كار نبريم . . .
تربيت بايد پيش از تولد آغاز شود ؛ بنابراين هيچ زن و مردى در صورت بهرهمند نبودن از سلامت كامل نبايد توليد نسل كند . بايد هريك از زن و مرد گواهى صحت مزاج در دست داشته باشند . مردان بايد در سن متجاوز از سى و پايينتر از 55 به توليد نسل بپردازند . . .
هامش
( 227 و 228 ) . فيليسين شاله ، تاريخ مالكيت ، ترجمهء فخرى ناظمى .