تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
استدلال و تكيه بر محسوسات و مشهودات ، رابطهء علت و معلولى قضايا را كشف كنند . ازجمله فلاسفه و متفكرين طبيعى يونان يكى طالس است ( 637 - 548 ق . م . ) كه آراء و نظريات علمى او را قبلا ياد كرديم . از طالس پرسيدند كه چه‌كارى دشوار است ؟ گفت : خود شناختن ؛ پرسيدند چه كارى سخت آسان است ؟ جواب داد : اندرز دادن ؛ پرسيدند كه كمال تقوى و عدالت چيست ؟ گفت : در آن است كه هيچگاه آنچه را كه در ديگران عيب مىشماريم خود نكنيم . « 215 » او براى نخستين‌بار به وحدت اساسى تمام موجودات توجه كرد ، وى آب را اساس طبيعت مىپنداشت ، و درشمار نخستين كسانى بود كه قواى ماوراء الطبيعه را نفى و انكار مىكرد و براى نمودهاى طبيعى ، دلايل معقول ذكر مىنمود . پس از طالس ، آناكسيمندر « 216 » ( 610 تا 540 ق . م . ) و « آناكسيمن » آراء فلسفى استاد خود را در راه كمال پيش بردند . آناكسيمندر بر خلاف استاد خود ، « آپيرون » را به عنوان مادة المواد معرفى كرد و آن را چنان توصيف كرد : « . . . اين ماده منشأ و آغازى ندارد ولى خود منشأ و مبدأ اشياء ديگر است ، جامع همه‌چيز و حاكم برهمه‌چيز است . » آناكسيمن به‌جاى آب و آپيرون ، هوا را نامحدود و منشأ طبيعت معرفى كرد . به نظر او هوا چون منقبض شود به ترتيب : باد ، ابر ، خاك و سنگ به وجود مىآيد ؛ و چون منبسط شود آتش پديدار مى - شود . قبض و بسط هوا جريانى است دايمى و هميشگى و به‌همين علت ، مظاهر طبيعت پيوسته در تغييرند و از صورتى به صورت ديگر درمىآيند .

فيثاغورس

يكى از شخصيتهاى ممتاز اين عصر كه در پراكندن تخم علم و خرافات سهمى بسزا دارد فيثاغورس است . وى دينى پديد آورد كه اصول عمدهء آن عبارت بود از تناسخ ارواح و حرمت خوردن حبوبات بود . دين وى فرقه‌اى پديد آورد كه در بعضى نقاط ، قدرت دولتى را به دست مىآوردند . ازجمله تعاليم او اين بود كه بايد از خوردن حبوبات پرهيز كرد ، نبايد آنچه را افتاده است برداشت ، نبايد نان را شكست ، نبايد به خروس سفيد دست زد ، نبايد در جاده راه رفت و نظير اينها . . . از كشفيات علمى او اين است كه در مثلث قائم الزاويه ، مجموع مجذورين دو ضلع مجاور زاويهء قائمه ، برابر است با مجذور ضلع سوم ( يعنى وتر ) .

هراكليتوس 535 - 475 ق . م .

پس از فلاسفهء ملطى هراكليتوس « 217 » تحقيقات آنان را در راه تفسير و توضيح مادى جهان ادامه داد و قانون تكامل و ديالكتيك را پايه‌گذارى كرد ؛ و براى نخستين‌بار ، حركت و تغيير دايمى جهان را بيان نمود . به نظر او « همه‌چيز درعين‌حال هم وجود دارد ، هم وجود ندارد ، زيرا همه‌چيز در جريان است ، همه‌چيز در تغيير دايمى است ، همه‌چيز پيوسته در حال به وجود آمدن و از بين رفتن مىباشد . » هراكليت ، در دوره‌اى كه يونانيان به پرستش خدايان گوناگون سرگرم بودند و كليه
هامش
( 215 ) . تاريخ تمدن ( كتاب دوم - بخش اول ) ، پيشين ، ص 240 و 241 . ( 216 ) .Anaximander( 217 ) .Heraclites