سلامتى مىدانست و مىگفت افراط در خواب و افراط در بيدارى ، هردو زيانآور است .
علم طب در شهر دانشپرور اسكندريه به سير تكاملى خود ادامه داد . فرمانروايان اين شهر با سخاوت بسيار براى رشد علوم و معارف بشرى به تأسيس دانشكدهها و كتابخانههاى بزرگ مبادرت كردند . دانشجويان از ممالك اطراف براى كسب علم به اين شهر هجوم آوردند ؛ تعداد آنها را تا 14 هزار نفر گفتهاند . براى پذيرايى بيماران و مطالعه در احوال آنها بيمارستانهاى بزرگى برپا كردند و چون مذهب و ماوراء الطبيعه چندان مزاحم علم نبود پزشكان شروع به تشريح نعش مردگان كردند . معروف است كه پزشكى به نام هروفيل « 207 » اشخاص جانى محكوم به اعدام را تشريح مىكرد . او در حدود سيصد سال ق . م . اعلام كرد كه مغز مركز هوش است . وى شريانها و ريهها را مشخص كرد و تعداد ضربات را با كمك ساعت شنى معين نمود . وى زندگى را محصول چهار نيروى اساسى يعنى نيروى غذايى ، حرارتى ، متفكره و احساساتى مىشمرد و محل آنها را به ترتيب : كبد ، دستگاه هضم ، قلب ، مغز ، و اعصاب مىدانست . اراسيسترات « 208 » بيش از هروفيل به وظايف الاعضا اهميت مىداد . او اول كسى است كه جريان خون را بيان كرده است ؛ به عقيدهء او خون منشأ حيات است و هوا بعد از تنفس وارد شريانها مىشود و نيرو و انرژى را با خود همراه مىبرد . در همين ايام ، پژوهش در رشتههاى مختلف طب آغاز گرديد . علم امراض زنانه ، چشمپزشكى ، ادويه - شناسى بوسيلهء اطباى اسكندريه در خط كمال پيشرفت و به قول پيرروسو ، همانطور كه ارشميدس راه را براى نيوتون و لايب نيتس بازكرد و آريستارك مقدمهء كار گاليله و كوپرنيك را به وجود آورد ، هروفيل و اراسيسترات نيز پس از ابقراط ، راه را براى تحقيقات كسانى نظير ميشل - سروه « 209 » و وزال « 210 » و هاروى هموار كردند ؛ ولى پيشرفتها و موفقيتهاى علمى قرن دوم و سوم ق . م . چندان نپاييد و فرهنگ دنياى عتيق راه افول پيشگرفت و قرنهاى فراوان گذشت تا بار ديگر علوم اسكندريه احياء شد و بازار مطالعات تجربى رواج گرفت . « 211 »
عقايد و افكار فلسفى در يونان قديم
در روزگار خيلى قديم ، انسان بطور دستهجمعى زندگى مىكرد و بر اثر نقيصههاى كمى و كيفى كه در ابزارهاى توليدى وجود داشت نمىتوانست ما يحتاج زندگى خود را تأمين كند ، بههمين علت ، بشر ابتدايى همواره در تلاش بود كه قوت و غذاى بخورونميرى براى خود فراهم كند و مجالى براى تفكر و اختراع اديان و مذاهب مختلف نداشت ؛ ولى اين وضع دوام نيافت و در طى قرون متمادى ، انسان به كمك تجربه و عمل ، در جريان كار توليد ، به كشفياتى نايل آمد و به ساختن افزارهاى فلاحتى و صنعتى توفيق يافت و در نتيجه محصول اضافى زايد بر مصرف شخصى به دست آورد . از اين زمان ، بتدريج عدهاى ، كه زور و قدرت بيشترى داشتند ، وسايل توليدى را به اختيار خود درآوردند و ديگران را به خدمت خود گماشتند .
هامش
( 207 ) .Herophile( 208 ) .Erasistrate( 209 ) .Servet( 210 ) .Vesal( 211 ) . در بحث پيرامون « علم يونانى » از تاريخ علوم ، پيشين ، ص 30 به بعد ، استفاده فراوان شده است .