در خرابههاى شهر « پمپئى » به دست آمده ، شكل آن ديده مىشود كه غلامى با پاى خود آن را به حركت درمىآورد . ارشميدس و همفكران او در عصرى كه استفادهء عملى از علم ، كارى قابل تحقير بود ، با نهايت شجاعت با روش معمول زمان و عقايد افلاطونى مخالفت كردند و علم را از تنگناى ماوراء الطبيعه به ميدان كار و عمل و صحنهء زندگى پيش راندند و براى نخستينبار دانش را به نحو مؤثرى به خدمت بشر درآوردند .
ترقى علم نجوم
ترقى هندسه و رياضيات و پيشرفتهايى كه در اين زمينهها حاصل شده بود ، راه را براى حل مشكلات نجومى آسان كرد . هيپارك « 203 » نجوم قديم را قدمى چند به جلو راند . طى دهها قرن ، حاصل رصدهاى بزرگ روحانيان و كاهنان مصرى و مطالعات نجومى بابليان از بين النهرين به محيط دانشپرور اسكندريه منتقل شده بود .
از قرن چهارم ق . م . مصالح لازم براى ساختمان هيأت « كوپرنيك » فراهم مىگرديد .
هراكليد « 204 » ، مريد افلاطون ، گفت زمين در يك شبانهروز به دور محور خود دوران مىكند ؛ و مانند هيپارك دربارهء محل زمين معتقد بود كه درست در مركز عالم قرار دارد .
ولى آريستارك « 205 » با اين نظر مخالفت كرد و گفت ، خورشيد در مركز عالم قرار گرفته و زمين در مدت يك سال به دور آن دوران مىكند . اين دانشمند كه در سال 131 ق . م . در شهر « ساموس » متولد شده بود در كتابى كه به نام دربارهء عظمت و فواصل خورشيد و ماه نوشته براى اولينبار ثابت مىكند كه زمين ، مركز عالم نيست بلكه در دستگاه منظومهء شمسى بين زهره و مريخ قرار دارد . اين اظهارنظر گستاخانه سبب اعتراضات شديدى عليه او گرديد تا جايى كه او را كافر خواندند و گفتند : « چطور مىخواهند آتش مقدس ابدى را از اجاق خدايان بربايند ، چه جسارت بزرگى ! »
طب ابقراطى
معالجه و مراقبت از بيماران از قديم در مشرق زمين و يونان معمول بود و متخصصين طبى آن ايام سعى مىكردند تا روح خبيثى كه وارد بدن مريض شده است به كمك ادعيه و اوراد خارج كنند . از قرن چهارم ق . م . ، يعنى از همان ايامى كه تمدن در راه رشد و كمال پيش مىرفت ، عدهاى از روحانيون پرستار در ضمن عمل دريافتند كه معالجه و دوا بيش از ادعيه و اوراد در بهبود حال بيماران مؤثر است .
بههمين علت ، كمكم اطباى زمان ، خدايان را رها كرده و به پيروى از روش طالس و ساير فيزيولوگها به تحقيق و تجربه مشغول شدند و از آزمايشها و مطالعات كسانى كه در ميدانهاى ورزشى ، مصدومين و مجروحين را معالجه مىكردند ، استفاده كردند . در بعضى از مدارس ، براى اطلاع از ساختمان بدن ، به تشريح حيوانات پرداختند و حاصل مطالعات خود را نوشتند . در بعضى ديگر از محافل علمى ، به مطالعهء احوال بيماران پرداختند و با توجه به علايم و آثار امراض ، صور مختلف بيماريها را يادداشت كردند .
ابقراط پدر علم و طب
نتيجهء بررسيهاى گذشتگان را شخصى به نام ابقراط « 206 » مورد مطالعه قرارداد . اين مرد را كه در سال 460 ق . م . در جزيرهء « كرس »
هامش
( 203 ) .Hipparchus( 204 ) .Heraclide( 205 ) .Aristarque( 206 ) .Hippocrate