مريدان فيثاغورس عادت داشتند كه اكتشافات علمى خود را به استاد نسبت دهند ولى اين روش دوام نيافت . عدهاى از پيروان استاد ، ضمن مطالعات خود ، پىبردند كه در عالم چيزهايى وجود دارد كه نمىتوان با اعداد صحيح و يا كسرى بيان كرد ؛ و اين جمله اعلام جنگ با مذهب فيثاغورسى بود . بههمين علت ، پس از چندى پيروان استاد به دو دسته تقسيم شدند :
عدهاى كه به سنن قديم و عقايد عرفانى خود پابند بودند ، دور هم جمع شده به اشاعهء تعاليم استاد پرداختند ؛ و جمعى ديگر كه علم را برتر از كهنهپرستى ديدند ، رفقاى قديم را رها كرده به تحقيق و تعمق در مسائل علمى مشغول شدند . در نتيجهء مطالعات پيگير دستهء اخير در هندسهء مسطحه پيروزيهاى بزرگى به دست آمد و قضاياى تازهاى كشف گرديد ؛ از اينقرار :
« مجموع زاوياى داخلى هرمثلث مساوى با دو قائمه است . . . » سپس از مشاهدهء طريقهء فرش كردن كوچهها به اين نتيجه رسيدند كه صفحه را مىتوان فقط با مثلث متساوى الاضلاع يا مربع يا 6 ضلعى منتظم پوشاند و نه با ساير اشكال منتظم . و آنگاه به اشكال فضائى پرداخته هرمى را كه چهار وجه متساوى دارد در نظر گرفتند و از مكعب كه داراى 6 وجه متساوى است ، سخن گفتند . . . سپس قضيهء زيباى مجذور وتر مثلث قائم الزاويه را در مورد انواع مثلث قائم الزاويه تعميم دادند . . . علاوهبراين ، اصول مختصرى دربارهء دايره و اندازهگيرى مساحت و اشكال فضائى ذكر كردند . نتيجهء اين كارها آن شد كه در حساب نيز مطالعاتى شود . . . بين حساب و هندسه رابطهاى برقرار شد و حتى يك نوع جبر بدون حرف به وجود آمد كه معادلات درجهء اول و دوم در آن مورد استعمال قرار گرفت .
اين پيروزيها كه در نيمهء دوم قرن پنجم ق . م . به دست آمد ، متوقف نگرديد . يكى از فرزندان با ذوق يونان مسألهء ترسيم خط عمود بر خط ديگر را حل كرد و نشان داد كه چگونه مىتوان زاويهاى برابر با زاويهء ديگر رسم كرد و تاجر ورشكستهاى به نام ابقراط ، اولين كتاب هندسه را تأليف كرد و تصميم گرفت مسألهء تربيع دايره را حل كند ؛ يعنى مربعى رسم كند كه مساحت آن با مساحت دايرهء مفروض برابر باشد . ابقراط براى حل مسأله به كمك خطكش و پرگار ، دايره را به قطعاتى چند تقسيم كرد و مساحت هريك از قطعات دايره را كه به شكل هلال بود ، پيدا كرد و سپس مساحت هلالها را ( كه اهلهء ابقراط مىباشد ) با هم جمع كرد .
چون عدد ( پى ) داراى بينهايت رقم اعشارى بود ابقراط مىخواست راه سادهترى به دست آورد .
بالاخره يك رياضيدان يونانى موفق گرديد يك كثير الاضلاع منتظم 384 ضلعى در دايره محاط كند و به اين ترتيب ، مقدار پى را با تقريب نزديك به حقيقتى به دست آورد . پيروزيهاى علمى در رشتهء هندسه و رياضيات پس از چندى متوقف گرديد . افلاطون با اينكه بر سر در آكادمى حك كرده بود « هركس هندسه نمىداند اينجا داخل نشود » به هيچوجه حاضر نبود هندسه را از لحاظ علمى مورد مطالعه قرار دهد ؛ و حتى كسانى را كه علم هندسه را براى استفادههاى عملى مورد مطالعه قرار مىدادند سخت لعن و سرزنش مىكرد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 315
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٣١٥