بازمىداشت . در عالم شعر و ادبيات نيز يونانيان علاوه بر حماسهء هومرى آثار ادبى ديگرى به وجود آوردند : سافو « 194 » غزلهاى عاشقانه سرود ، پيندار « 195 » قصايد دلنشين گفت ؛ از جمله در مدح يك برندهء مسابقه چنين مىگويد :
آنكه او ناگهان جايزهاى مىبرد ، * در سالهاى شاداب جوانى اميدش بلند مىگردد ،
مرديش بال درمىآورد ، * در دل خود چيزى دارد كه از ثروت برتر است ،
اما دوران شادى آدمى كوتاه است . . .
در هنر ساختمان و معمارى نيز يونانيان آثار جالبى به وجود آوردهاند كه مهمترين آنها « پارتنون » و ساختمانهاى « آكروپوليس » است . پارتنون كه بين سالهاى 447 - 432 ق . م . برپا شده است ، در عين سادگى بسيار بغرنج و داراى ريزهكاريهاى هنرى است ؛ ستونهاى يكپارچه و خيارهدار آن نظر بينندگان را جلب مىكند . اين بناى تاريخى اكنون به صورت ويرانهاى درآمده است . مهمترين مجسمههاى يونانى ، مجسمهء معروف « ونوس دوميلو » و مجسمهء « زينوس » در المپ و چند شاهكار ديگر است كه اكنون اكثر آنها از بين رفته است . مجسمههاى مرمرين يونانى بطرزى استادانه رنگ مىشدند . « مجسمهسازان عصر پريكلس در نمودار ساختن بدن انسان به حد اعلاى قدرت و مهارت رسيدند ، مثلا مجسمهء وزنه پرتاب كن كه « مورون » ساخته است به نحو جالبى يك وزنه پرتاب كن برهنه را ، در آن لحظه كه پيش از پرتاب وزنه ، همه عضلاتش بر هم آمده است و نوك پاى چپش در زمين كشيده مىشود نشان مىدهد . » « 196 »
علم يونانى
چنان كه قبلا گفتيم يونانيان وارث فرهنگ و تمدن شرقيان هستند .
بازرگانان ايونى ضمن مراوده و آمدورفت در ممالك آشور ، مصر و ايران فقط پارچههاى قيمتى ، ادويه و مواد معطر به دست نمىآوردند بلكه از ذخاير علمى ، فرهنگى و اخلاقى و فنى اين كشورها نيز استفاده مىكردند و حاصل مطالعات خود را به كشور يونان به ارمغان مىآوردند ؛ مثلا يونانيان ضمن بررسى در تمدن بابلى به اين حقيقت پىبردهاند كه اهالى بابل طريقهء بديعى براى ساختمان گونيا مىدانند ، يعنى مثلثى رسم مىكنند كه اندازهء طول اضلاع آن به ترتيب 3 و 4 و 5 باشد و يك زاويهء چنين مثلثى حتما قائمه مىشود . و يا مصريها براى محاسبهء كسور ، طرق جالبى در دست دارند و فلان كار را با فلان تدبير انجام مىدهند .
به اين ترتيب ، دانش شرقى در ايونى نفوذ كرد و در اين محيط مساعد تمام عوامل عجيب و ماوراء الطبيعهء آن طرد گرديد . در حدود 650 ق . م . غنىترين شهرهاى ايونى يعنى شهر « ملطيه » كه مركز مبادلات تجارى و فكرى آن روز بود بوسيلهء دانشپژوهان كنجكاو خود بيش از ساير بلاد يونانى به تجزيه و تحليل آراء و عقايد خارجى پرداخت . متفكرين اين سرزمين سعى مىكردند بدون توجه به اراده و عمل خدايان ، به علل طبيعى امور و خواص نمودها پىببرند .
قديمترين اين فلاسفه كه خود را فيزيولوگ « 197 » مىخواندند ، طالس بود كه در حدود 637
هامش
( 194 ) .Sappho( 195 ) .Pindar( 196 ) . تاريخ تمدن غرب ، پيشين .
( 197 ) .Physiologue