تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
به مرگ كرده‌ايد و من به زودى معدوم خواهم شد ، ولى دشمنان من از جانب حقيقت محكوم به ننگ و بدنامى شده‌اند . من به جزاى خود مىرسم و آنها نيز به جزاى خود خواهند رسيد . . . در پايان سخن ، اى اهالى آتن ، خواهشى هم از شما دارم و آن خواهش اين است كه وقتى پسران من بزرگ شدند و به سن مردى رسيدند ، اگر شما ديديد كه آنها به پول و به مقام بيشتر توجه دارند ، تا به پارسايى و تقوى ، آنها را تبعيد كنيد ؛ همچنانكه من خود شما را اذيت و آزار مىدادم . . . در جريان اين دادرسى 281 نفر سقراط را مقصر دانسته و 275 نفر به بىتقصيرى او رأى داده بودند . در ايامى كه سقراط در زندان بود مكالمات جالب و دلپذيرى بين او و « اقريطون » كه يكى از شاگردان و ياران او بود درگرفت . همين كه روز مرگ فرارسيد سقراط با زن و دو فرزند خود وداع كرد . در اين موقع خادم زندان حاضر شده خطاب به او گفت : « سرزنشى كه به ديگران مىكردم البته براى تو مورد نخواهد داشت ، زيرا چون به آنان حكم قضات را ابلاغ مىكردم كه بايد شوكران بنوشند بر من خشم مىگرفتند و دشنام مىدادند ، اما تو را بردبارترين و رامترين و بهترين اشخاصى كه به اين زندان آمده‌اند ، يافتم و يقين دارم كه تو بر من غضبناك نيستى ؛ و اگر خشم دارى به كسانى است كه سبب بدبختى تو گرديده‌اند و آنها را مىشناسى . اكنون اى سقراط ، مىدانى با تو چه كار دارم . بكوش تا آنچه را كه از آن گريز نيست با متانت تحمل كنى . . . اين بگفت و روى بگردانيد و اشك ريخت و دور شد . » « 192 » سقراط گفتهء او را اجابت كرده و جام زهر را تا آخر نوشيد . در اين موقع دوستان و ياران او زارى و شيون كردند ، ليكن سقراط با متانت آنها را تسلى داد و لحظه‌اى بعد جان سپرد .

نقايص دموكراسى يونان

در دموكراسى يونان نكتهء جالب شركت مستقيم افراد ذيحقوق در امور قضائيه ، اجرائيه ، و تقنينيه است . چنان كه ديديم در كارهاى قضائى عدهء كثيرى را شركت مىدادند و اميدوار بودند ازاين‌راه كمتر حقى تفويت شود . براى هردادگاه حداقل صد نفر قاضى تعيين مىكردند . مىگويند در عصر پريكلس آتن 315 هزار جمعيت داشته كه از اين عده 30 هزار نفر بالغ و واجد حقوق شهرنشينى بودند و 15 هزار نفر غلام و 30 هزار خارجى بود . اين خارجيان به علت فعاليتهاى اقتصادى كه با خارج از كشور داشتند از بعضى حقوق برخوردار بودند ولى حق نداشتند مالك زمين ، يا شهرنشينى آتنى بشوند . از اين جمع ، چنان كه قبلا گفتيم ، غلامان وضعى سخت و ناگوار داشتند و از كليه حقوق فردى و اجتماعى محروم بودند . زنان يونانى نيز از حقوق سياسى و اجتماعى بىبهره بودند . كار زنان تنظيم امور داخلى ، تهيهء غذا و تربيت كودكان بود . در يونان قديم ، آتن نيرومندترين دولت دريايى بود كه در رأس اتحاديهء بيش از دويست دولت شهرى قرار داشت . دولتهاى شهرى از تفوق و رجحانى كه آتنيان بر ديگران داشتند ، سخت ناراضى بودند . جنگهاى ايران و يونان و پيروزى يونانيان در جنگ « ماراتون » ( در 490 ق . م . ) و موفقيتهاى بعدى آنها در جنگ با خشايارشا ، اتكاء به نفس و قدرت آتنيان
هامش
( 192 ) . افلاطون ، حكمت سقراط ، ترجمهء محمد على فروغى ، ص 145 به بعد ( به اختصار ) .