تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
را بيش‌ازپيش بالا برد . باوجود نقايصى كه از طرز حكومت يونان ياد كرديم ، يونان نخستين كشورى است كه حكومت عامه را در محيطى محدود صورت عمل بخشيد و به اقليت صاحب حقوق اجازه داد در امور قانونگزارى ، اجرائى ، و قضائى كشور مداخله و اظهارنظر نمايند .

مظاهر تمدن و فرهنگ يونان

چيزى كه تمدن يونان را از ساير كشورهاى متمدن باستانى ممتاز مىسازد ، تنوع و ظرافت آثار هنرى و عمق و رشد آثار علمى و فلسفى اين ملت قهرمان است . ورزشهاى اولمپيك ، تئاتر يونان ، معمارى ، و ادبيات اين سرزمين آميخته به عقايد مذهبى است . يونانيان همواره در امور مهم زندگى با خدايان خود مشورت و از ايشان استمداد مىكردند ، و براى جلب حمايت خدايان نه‌تنها مواشى بلكه انسان را نيز قربانى مىكردند .

مقررات مذهبى و اجتماعى

يونانيان معتقد بودند كه روح انسان پس از مرگ ، زندگى مجدد خود را در دنياى جديد آغاز خواهد كرد . به‌همين جهت ، نسبت به گور مردگان و مراسم تدفين آن توجهى مخصوص داشتند و مانند بسيارى از ملل شرقى همواره با مردگان خود ، لباس و آلات و لوازم زندگى او را به خاك مىسپردند و بر گور آنان شير و شراب مىريختند تا سدجوع كنند . در يونان هرخدايى به خانواده‌اى خاص منسوب بود و هيچكس جز پدران خود را ستايش نمىكرد و به عقيدهء آنان مردى كه پسر نداشت تا ابد از غذا و هدايا محروم بود . ازدواج براى بقاى خانواده امرى ضرورى بود و با رضايت زوجين صورت مىگرفت . مردان مىتوانستند زنان سترون ( بىاولاد ) را طلاق دهند و زنى ديگر اختيار كنند ، در صورتى كه شوهر علت نازادن بود ، زن بايد خود را به برادر شوهر يا مرد ديگرى تسليم كند ؛ تا صاحب فرزندى شود . پسرى كه از اين نزديكى به وجود مىآمد فرزند شوهر اول محسوب مىشد و مىتوانست آداب مذهبى را براى دوام خانواده و سعادت پدران انجام دهد . افلاطون قرابت را اشتراك در پرستش خدايان خانگى مىدانست . مردم حق وصيت نداشتند و انتقال اموال و ميراث طبق مقررات مذهبى صورت مىگرفت . ولى با گذشت زمان ، بتدريج مردم بر سنن و مقررات مذهبى و اجتماعى خود شوريدند ؛ چنان كه افلاطون در يكى از آثار خود از زبان مردى كه در حال مرگ است ، چنين مىگويد : « اى خدايان آيا در پيشگاه شما سزاوار است كه مرا در اموال خويش اختيار نباشد و نتوانم آن را به ميل خود ميان دوستان به نسبت محبت هريك تقسيم كنم ؟ » آنگاه از قول قانونگزار ، روش ظالمانهء زمان خود را توضيح مىدهد : « تو را در حيات خود نيز اختيارى نيست و در اين جهان مسافرى بيش نيستى . پس ، انجام اين‌امور از حدود اختيار تو خارج است . وجوه و دارايى تو از آن خانوادهء تو يعنى در اختيار اعقاب و اسلاف تست . » پدران نه تنها رياست مذهبى خانواده را به عهده داشتند ، بلكه از حقوق و اختيارات زيرين نيز برخوردار بودند : حق قبول يا رد فرزند ، حق طلاق دادن زنان ( خواه به علت نازا بودن يا به علت بدكار بودن ) ، حق شوهر دادن دختر ، و زن دادن پسر ، حق خارج ساختن پسر از قيمومت و قبول پسرى به فرزندى خود . در محاكمهء زنان و فرزندان كه در محيط خانواده صورت مى -