« جنگهاى يونان و ايران در تودههاى مردم يونان شورى عظيم برانگيخته بود . پس از هجوم خشايارشا ، آتن ديگر تودهء ويرانهاى بيش نبود ؛ حصارهاى شهر بايد از دوسو برپا مىشد .
تمام آتنيها ، پير و جوان ، دست به كار شدند و آن را يك ماهه بناكردند . ديوارها به طول 9 كيلومتر به بلندى 5 / 3 و به پهناى 6 متر در كوتاهترين زمان و به نحوى كامل از نو ساخته شد . ملاط در آن به كار برده نمىشد ، سنگها چنان با دقت و مراقبت تراش خورده بود كه گويى به يكديگر چسبيده بود .
با توجه به فعاليت روزافزون تودهها ، دوران جنگهاى يونان و ايران با يك مبارزهء سياسى عميق در پوليسها مشخص است ؛ زيرا جنگ برتناقض ميان قشرهاى مختلف بردهدار افزود . در بسيارى از نقاط دموكراسى پيروز شد . . . تاريخ آتن در قرن پنجم پيش از ميلاد كه دموكراسى در آن بسط مىيابد و به سطحى عالى مىرسد ، بهترين نمونهء مبارزهء ظفرمند در راه دموكراسى بردهدارى را به دست مىدهد . در آتن دو حزب وجود داشت : گروه ارضى ، محافظهكار بودند و گروه دريايى طرفدار دموكراسى بودند . حزب دموكراتيك يا دريايى را بازرگانان ، صادركنندگان ، كشتىداران ، مالكان باراندازها ، و صاحبان كارگاهها رهبرى مى - كردند . قسمت اعظم حزب تشكيل مىشد از صنعتگران و تهيدستان شهر . حزب دموكراتيك دو شعار داشت ؛ يكى تساوى حقوق مدنى ( حقوق مساوى زن و مرد در ادارهء اموال ، ارث و غيره ) و دومى به معناى برابرى حقوق سياسى ( حق رأى مساوى در انتخابات فعال و غير فعال ) . سياست خارجى دموكراتها تهاجمى بود ؛ تكامل تجارت و صنعت ، گسترش قدرت يونان ، الحاق سرزمينها و بنادر بيگانه . در فاصلهء ميان تهاجم خشايارشاه در سال 480 ق . م .
و آغاز جنگ پلوپونز ، در سال 431 يونان يك دورهء پنجاه سالهء پرهيجان را از سر گذرانيده است . در جريان مبارزاتى كه بين محافظهكاران و دموكراتها درگرفت ، نقش اساسى را دموكراتها ايفا كردند كه رهبر آنها افيالت « 181 » بود .
افيالت مردى آزادانديش و فناناپذير و دموكرات حامى جدى خلق بود . او را پشتيبان تهيدستان مىدانستند . در چشم او تودههاى مردم ارباب واقعى دولت بودند . دشمنان دموكراسى از او نفرت داشتند ، او را سرزنش مىكردند كه « جام سرشار آزادى را يكسره در كام مردم فروريخته و آنان را مست كرده است ، ( افلاطون ) » افيالت ، دزدان و اتلافكنندگان اموال عمومى را بيرحمانه سركوب كرد . او در سال 462 ق . م . در چندين دادرسى عليه كارمندان متهم به اختلاس اقامهء دعوى كرد . بالاخره نجبا و محافظهكاران اين مرد مبارز را در سال 461 ق . م . شبانه ناجوانمردانه كشتند . پس از قتل افيالت ، حزب دموكراتيك زير رهبرى پريكلس ، همكار و پيرو او بر سر قدرت باقى ماند . . . « 182 »
براى آنكه خوانندگان به حدود آزادمنشى و قانوندوستى يونانيان واقف گردند قسمتى از نامهء پادشاه « لاسيدومنى » را به خشارياشا از كتاب هرودت عينا نقل مىكنيم : « اى شاهنشاه ،
هامش
( 181 ) .Ephialt( 182 ) . تاريخ جهان باستان ، پيشين ، ج 2 ، ص 112 به بعد ( به اختصار ) .