نشده بود كه نقاط ضعف و ناتوانيهاى مردم برجسته و كامياب را برهمگان فاش كند . اما مردم عادى كه كمى واقعبين بودند از هنر كمدى ، كه در آن زمان پيشرفتى فراوان كرده بود ، بهرهمىگرفتند و دلخنك مىكردند . كمدىنگاران حس تنفر مردم عادى را نسبت به كسان برجسته آشكار مىساختند . اين نويسندگان پيوسته پريكلس و يارانش را لجنمال مىكردند . . . وجود اسپازى نيز مايهء بهرهبردارى فراوان و داستانپردازيهاى مردم مىشد .
خيالپردازانى كه از شرارتهاى زمان ما خسته شدهاند ، همواره آرزو كردهاند كه اى كاش به روزگار برجسته و متعالى پريكلس مىرفتند . اما اگر ايشان به آن آتن مىرفتند ، خويشتن را در محيطى مىيافتند . . . كه در آن تهمتهاى زشت و ميهنپرستى افراطى و سفلگى عمومى فرمانروايى داشت . . . هرگز او را تبعيد نكردند ، زيرا كه رفتارى پرشكيبايى و آرام نسبت به مردم عادى داشت ، اما مردم با گستاخى و دليرى به او مىتاختند . وى در تنگدستى زيست و در تهيدستى درگذشت . . . تعصب دينى و اتهامات اخلاقى سلاح طبيعى مردم حسود نسبت به پيشوايان است . « دامون » ، دوست پريكلس ، را با رأى عمومى تبعيد كردند ؛ « فيدياس » را به بيدينى متهم ساختند . . . فيدياس در زندان مرد ؛ « انكساغورس » كه بيگانهاى بود و پريكلس او را در آتن پذيرا شده بود . . . سخنان بسيار شگفتى دربارهء خورشيد و ستارگان مىگفت ، و به كنايه و استعاره و ايهام مىرسانيد كه آنها خدايان نيستند . . . انكساغورس از تهديدها و دنبال كردنها گريخت . . . پريكلس تا هنگامى كه آتنيان او را از فرمانروايى راندند ، سرگرم خدمت بود ، اكنون بيش از سىسال بود كه بر ايشان فرمان مىراند . . . در سراسر اين داستان كوتاه ، مىتوان دريافت كه پريكلس تا چه حد با مردم زمان و شهر خويش ناهماهنگ بود . اين پيشرفت انديشه و هنر در آتن ، بىگمان ، مرهون اوضاع زمانه و تا حدودى هم معلول پديد آمدن مردم بسيار برجسته بود . جنبش عمومى نبود بلكه جنبشى بود از گروهى كوچك . كه استعدادى شگفت داشتند و در جايى استثنايى پديدار شده بودند . » « 188 »
عهد پريكلس نه تنها از لحاظ سياسى يكى از درخشانترين ايام حكومت يونان است بلكه از لحاظ علم و صنعت نيز عصر ممتازى بهشمار مىرود . پيرروسو در توصيف اين دوران مىنويسد :
. . . دانش آدمى در آن عهد منحصر به رياضيات و حتى بطور دقيقتر ، فقط هندسه بود . تمام صنايعى كه مىتوانستند از هندسه برخوردار شوند از قبيل فن معمارى و ساختمان ساعتهاى آفتابى و آلات و ادوات نجومى و نقشهبردارى حداكثر استفاده را از اين وضع مساعد كردند . اما تمام صنايع ديگر هنوز اسير همان قواعد تجربى و مقدماتى دوران كهن بودند . در عهد پريكلس هنوز صنعتگران جز گروهى از پيشهوران ساده و مجزا نبودهاند ؛ از قبيل نانوا ، قصاب ، آسيابان ، ميوهفروش ، نساج ، رنگرز ، كفاش ، نجار ، نقاش ، سراج ، پشمريس ، تراشدهندهء مرمر ، آبطلاكار ، آهنكوب . . . و غيره . غير از اينها كه تنها در دكان خود كار مىكردند كارگران
هامش
( 188 ) . كليات تاريخ ، پيشين ، ص 407 به بعد ( به اختصار ) .