400 عضو داشت و پس از مجلس سنا بزرگترين مركز قدرت بود و هريك از چهارطبقه صد عضو براى شركت در اين مجلس انتخاب مىكردند . علاوهبراين ، سولون مقرر داشت كه يك شوراى عدالت مركب از 6 هزار نفر به وجود آيد . تمام اعضاى جامعه حق داشتند با قرعه به اين مقام برگزيده شوند . از اين شورا اعضاى انواع دادگاهها انتخاب مىشدند و به تمام دعاوى ، جز قتل و جنايت ، رسيدگى مىكردند و صلاحيت رسيدگى به هرگونه شكايت از مأموران دولتى را داشتند .
سولون حق مالكيت را كه طبق عرف و عادت رسميت يافته بود ، قانونى ساخت . اگر كسى فرزندانى داشت مكلف بود ، قبل از مرگ ، دارايى خود را بين آنها تقسيم كند و اگر كسى فرزندى نداشت مىتوانست مايملك خود را به هركس كه ميل دارد واگذار كند . وى مردم را به كاروكسب ترغيب مىكرد و به موجب قانونى مقرر داشت كه فرزند مجبور نيست به پدرى كه به وى حرفهء خاص نياموخته است كمك كند . او بيكارى ، ولگردى و هرزگى را جرم مىشمرد . او بر زناكاران ماليات بست و روسپيگرى را قانونى كرد و روسپىخانههايى تحت نظارت دولت به وجود آورد . « 175 »
يكى از معاصرين هوشمند وى خطاب به سولون گفت : « . . . اگر قانون حكميانهء تو نبود اين جوانان تن به مزاحمت زنان نجيب مىدادند » . « 176 » « براى كسى كه به ناموس زنى آزاد تجاوز كند صد دراخم ( درهم ) جريمه قرارداد و اين مجازات خيلى كمتر از آن است كه در قانون دراكون مقرر شده است ، ليكن به كسى كه مرد زناكارى را در حين عمل بگيرد ، اجازه داده است كه او را در دم بكشد . جهيز عروسان را محدود ساخت . » « 177 »
بدگويى از مردگان و زندگان را جرم شمرد و بهپا كردن جشنهاى عظيم و قربانيهاى پرهزينه و نوحهسرايى طولانى را تحريم كرد و مقدار كالايى كه بايد همراه اموات دفن شود محدود ساخت و مقرر داشت كه فرزند كسانى را كه در جنگ كشته شدهاند دولت نگهدارى و تربيت نمايد . سولون مردى آزادمنش و دموكرات بود . چون از او خواستند كه خود را فرمانرواى مطلق و هميشگى سازد امتناع كرد و از قبول مقام سلطنت كه درهرحال از آن رايحهء استبداد و خودسرى به مشام مىرسد ، خوددارى كرد و گفت : « حكمروايى مطلق به حقيقت ، مقامى بس نيكوست ولى راهى براى فرود آمدن از آن وجود ندارد . » سولون به انتقاد آزاديخواهان تندرو و محافظهكاران گوش مىداد و به نقص قوانين خود اعتراف مىكرد و مىگفت ، براى آتنيان بهترين قوانينى را كه مىتوانستند بپذيرند وضع كردم . قوانين سولون آغاز حكومت قوانين مدون دايمى بود . اين مرد مصمم و پركار در سال 572 در سن 66 سالگى پس از 22 سال زمامدارى از كارفرمانروايى دست كشيد ولى از مأموران و كارمندان خود قول گرفت كه قوانين او را تا ده سال به كار بندند . « 178 »
هامش
( 175 تا 178 ) . تاريخ تمدن ( كتاب دوم - بخش اول ) ، پيشين ، ص 197 تا 208 .