تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
قسمتى از آراء و نظريات اجتماعى سولون كه مخالفت شديد با منافع طبقهء حاكمه داشت يك چند صورت عمل نگرفت و با مخالفت اشراف روبرو گرديد . سولون مجموع قوانين خود را در صفحات تخته‌اى نوشت و در معابر و مجامع عمومى به ديوار آويخت و براى بهبود اوضاع در اوزان و مقادير و وضع پول تغييراتى داد ولى كوشش سولون و كاردانى پريكلس نتوانست به مشكلات اجتماعى يونان پايان دهد ؛ زيرا نظام اقتصادى يونان براساس صحيحى استوار نبود . پرداخت ماليات بر دوش زحمتكشان تحميل مىشد و وجوه آن در راه آسايش اشراف و حقوق كارمندان و دادرسان صرف مىگرديد . براى دريافت ماليات قاعده و اصولى نبود بلكه دولت ماليات هرناحيه را به اشخاص داوطلب مىفروخت و هركس در مزايده برنده مىشد اخذ ماليات يا غارت مردم به او واگذار مىگرديد . همين عوامل موجب سقوط حكومت دموكراسى يونان گرديد . پس از سولون جانشينان او كمابيش راهى را كه او پيش‌گرفته بود تعقيب كردند تا دوران زمامدارى پريكلس فرارسيد . اين مرد كاردان در دورهء طولانى حكومت خود از اختياراتى برخوردار بود كه امروز رئيس‌جمهور ، وزير خارجه و رئيس ستاد امريكا از آن بر - خوردارند .

طرز مداخلهء مردم در كار حكومت

چون در سرزمين آتن صاحبان حقوق و رأىدهندگان زياد نبودند ، انتخابات مستقيم امكان‌پذير بود . براى انجام انتخابات ، صاحبان حقوق در محلى گرد مىآمدند و پس از انجام قربانى و دعا به خير - خواهان ملت ، و نفرين به اغفال‌كنندگان ، مقصود از تشكيل انجمن را متذكر مىشدند ، سپس خطاب به مردم مىگفتند : « كى اجازه نطق مىخواهد ؟ » در اين موقع هر فرد ذيحقوقى كه ميل داشت ، در روى سكوى سنگى قرارمىگرفت و تاجى از مورد برسر مىگذاشت و شروع به سخن گفتن مىكرد . پس‌ازآنكه ناطقين در مسائل مختلف نظريهء خود را اعلام مىكردند با بلند كردن دست رأى مىدادند . اين رأى قطعى بود و به حكم همين آراء قوانين جاريه ، سياست خارجى مملكت ، تكليف جنگ و صلح ، و زمامداران مملكت تعيين و معلوم مىشد . از مختصات دموكراسى يونان يكى اين بود كه هركس براى مدتى معين به مقامى گماشته مىشد و اعمال و رفتار او از طرف انتخاب‌كنندگان مورد نظارت قرار مىگرفت و خطاكاران از مقام خود عزل و به محاكمه دعوت مىشدند . دموكراسى يونان با تمام نقايص آن مورد علاقهء مردم بود . هرودت كه او را پدر تاريخ مىخوانند در كتاب خود مىنويسد : . . . با هزاران دليل و برهان مىتوان ثابت نمود كه حكومتى كه در مقابل آن تمامى اهالى مملكت مساوى و برابر باشند ، بهترين حكومتهاست و تنها يك مثال براى اثبات اين ادعا كافى خواهد بود ؛ مادامى كه اهالى آتن در تحت اطاعت و انقياد جباران خود بودند در موقع جنگ تفاوتى در بين آنها و همسايگان آنها از حيث شجاعت و غيره مشهود نبود ولى همين كه گردن خود را از زير يوغ ين جبارها رها ساختند ، نسبت به همان همسايگان داراى مزيت بزرگى گرديدند .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 299 | مرتضى راوندى