تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
و اين خود ثابت مىدارد كه تا وقتى غلام و برده بودند چون هركارى مى - كردند براى ارباب و بزرگان خود بود ، رفتارشان براساس بيغيرتى بود ؛ درصورتىكه پس از آزاد شدن هركس هركارى مىكرد در نفع و خير و صلاح خودش بود و از روى نهايت ميل و رغبت انجام مىداد . چنين بود رفتار و كردار اهالى آتن .

آزادى و جمهورى آتن

توسيديد « 179 » از اهالى آتن ( متولد سال 471 ق . م . ) ضمن تدوين تاريخ جنگهاى پلوپونز و شرح وقايع سال 433 ق . م . از آزادى و جمهوريت آتن دفاع مىكند ، ازجمله مىنويسد : . . . ما داراى طرز حكومتى بوديم كه . . . مىتوانست ، بىآنكه هرگز نيازى به تقليد داشته باشد ، براى ديگران سرمشق باشد . از آنجايى كه ادارهء امور به دست اكثريت ملت سپرده شده نه به دست عدهء معدودى ، حكومت ما را حكومت دموكراسى مىخوانند . در مورد محاكمات قضائى ، تمام افراد ملت در مقابل قانون يكسانند ، ولى هركس كه بخواهد داخل ادارات حكومتى بشود برطبق استعداد و قابليت خود ، بايد مطيع قضاوت و تشخيص عموم باشد تا شغل و رتبه و مقامى را كه با لياقت او متناسب است ، برايش معين كنند ؛ بدون اينكه جاه‌ومقام شخصى او را درنظر بگيرند . بنابراين ، اشخاص تهيدست همين كه بتوانند نفع و سودى به جمهوريت برسانند ، ولو داراى هيچگونه نام و نسبى هم نباشند ، مىتوانند براى مملكت مفيد واقع شوند و مصدر خدماتى بشوند . همانطور كه در ادارهء امور مملكت آزاديم ، از ترس‌وهراس اينكه درميان خودمان در قبال رفتار و كردار روزانهء خود مورد تفتيش اين و آن واقع گرديم . . . ما همواره قانونگزاران و قوانين خود را محترم مىشماريم ، از قوانينى كه حامى مظلومين است و همچنين از قوانينى كه مكتوب نيست و تدوين نشده پيروى مىكنيم . . . به تمام اين دلايل ، جمهورى ما شايستهء تحسين و تعظيم تام و تمام است . . . احدى از ما نبايد از فقير بودن شرمنده باشد ؛ شرمنده بايد كسى را دانست كه براى رهايى از تهيدستى و بيچارگى ، سعى و كوشش لازم را مبذول نمىدارد . درميان ما چه‌بسا اشخاصى هستند كه درعين‌حال هم به كارهاى شخصى خود مىرسند و هم متصدى ادارهء امور عمومى هستند و حتى اهل حرف و صنايع يدى نيز در فيصلهء امور عمومى و ملى به قدر كافى سررشته دارند . ما اشخاصى را كه به امور و مصالح عمومى بىاعتنا باشند ياروياور اساس جمهورى نمىشناسيم و وجودشان را عاطل و باطل و بيهوده مى - شماريم . . . بدانيد كه سعادتمندى بسته به آزادى است و آزادى بسته به فداكارى و شجاعت است . پس بدون هيچ ترس و بيمى در مقابل مخاطرات جنگ سينه سپر كنيد . . . براى مرد با شهامت شكستى كه نتيجهء ضعف و سستى باشد ، از مرگى كه مرد جنگاور در هنگام جانبازى احساس مىكند ، بمراتب ، ناگوارتر است . « 180 »
هامش
( 179 ) .Thucydide( 180 ) . سيد محمد على جمالزاده ، آزادى و حيثيت انسانى ، ص 343 به بعد .