هرقدر هم كه اوضاع او نابسامان باشد مىتواند به كشور خود سودها برساند . »
دراين خطابه روح آتن و روح اسپارت بشدت مقابل يكديگر قرار داده شده است « . . . شهر ما به روى دنيا بازاست و ما هرگز يكتن خارجى را از شهر خود نمىرانيم و از تماشاى چيزى كه كشف راز آن محتملا به دشمن سودى برساند او را منع نمىكنيم . . . ما دوستدار زيبايى هستيم و چنان مغز خود را مىپرورانيم كه گزندى به مردانگى ما وارد نيايد . . . اعتراف به فقر در نظر ما رسوايى نيست ، رسوايى واقعى در آن است كه كارى براى احتراز از آن انجام ندهيم .
شهرنشين آتنى در كار دولت غفلت نمىكند ، زيراكه از خانه و زندگى خود توجه مىنمايد و حتى درميان ما آنها كه در كار دادوستدند از سياست بىخبر نيستند . » « 174 »
با اينكه پريكلس در خطابهء خود تا حدى مبالغه كرده است بايد حكومت آتن را در آن روزگار مترقىترين و آزادترين دولتهاى شهرى شمرد .
سولون يك قرنونيم پيش از پريكلس مىزيست . وى در بحرانىترين ايام ، يعنى در موقعى كه جنگهاى طبقاتى بشدت جريان داشت ، از طرف اشراف براى اجراى يك نقشهء اصلاحى ، زمام امور را در دست گرفت . سولون ، چنان كه گفتيم ، به ريشهء جنگها و مبارزات طبقاتى توجه كرد و برآن شد كه تا حدامكان تعديلى در اوضاع پديد آورد . وى نخست قوانين يكطرفه و ظالمانهاى را كه دراكون ( مقنن آتنى در 624 ق . م . ) به دستور اشراف ستمگر تدوين كرده بود ، لغو كرد . بموجب اين قوانين نه تنها بزهكاران بزرگ بلكه اشخاص تنبل و بيكاره و كسانى كه به جرايم كوچك دست مىزدند محكوم به اعدام مىشدند . شدت اين قوانين به حدى بود كه مىگفتند قوانين دراكون با خون نوشته شده و امروز هم هرقانون جابرانهاى را منسوب به او مىشمارند .
سولون براى آنكه تعديلى در اوضاع پديد آورد ، قوانين ظالمانهء قديم و شكنجههاى بدنى را لغو كرد ، كشاورزان مقروض را از قيد اشراف آزاد نمود ، كسانى را كه بر اثر قرض به غلامى درآمده بودند آزاد كرد ، مالكيت اراضى را محدود نمود ؛ و زمينهايى كه در گرو مالكين بود ، به صاحبان آنها رد شد و با فروش اموال غيرمنقول و انتقال آنها موافقت كرد و از اينراه لطمهاى بزرگ به اشراف قديم وارد كرد .
بههمين علت ، سولون مورد حملهء اشراف محافظهكار و آزاديخواهان تندرو قرار گرفت . در واقع عوام الناس و تودهء محروم انتظار داشتند كه وى دست به تقسيم اراضى بزند و يكباره به قدرت محافظهكاران پايان بخشد . اما نجبا و اشراف از او مىخواستند كه با احتياط بيشترى نقشههاى اصلاحى خود را عملى كند . ولى سولون كه به نجات ميهن خود دلبستگى فراوان داشت ، به حرف هيچيك از دو جناح توجه نكرد و ترجيح داد كه مورد اعتراض هردو جبهه قرارگيرد و قوانين و نظامات مناسبى براى نجات مردم ميهن خويش تدوين نمايد .
ساير اصلاحات اجتماعى سولون
سولون مجلس سناى جديدى تشكيل داد كه افراد آن فقط از متنفذان قديم انتخاب نمىشدند بلكه درهاى آن به روى تمام افراد طبقهء اول باز بود . علاوهبراين ، وى مجلس ديگرى تأسيس كرد كه
هامش
( 174 ) . ك . برينتون ، ج . كريستوفر ، ر . لى دولف ، تاريخ تمدن غرب ، ترجمهء پرويز داريوش ، ص 48 به بعد .