تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
به نفع خود تفسير كنند . . . اگر صاحبان امتياز دست به دزديهاى كوچك مىزدند ، به زندان مىافتادند ، ولى همين جرايم سبب اعدام مردم عادى مىشد . در اواخر قرن هفتم ق . م . حس كينه و انتقامجويى در بينوايان عليه ثروتمندانى كه از پشتيبانى قانون برخوردار بودند ، سخت تحريك شد ؛ بدانگونه كه بيم آن مىرفت كه آتن را يكباره در آتش انقلاب بيفكند . پلوتارك مىگويد : « اختلاف طبقات از لحاظ ثروت به‌جايى رسيده بود كه چيزى جز قدرت استبدادى قادر به رفع آن نبود . » در چنين شرايطى نمايندگان طبقات متوسط از سولون كه مردى 45 ساله بود درخواست كردند كه مقام حكومت را رسما به عهده بگيرد و قانون اساسى جديدى براى نجات كشور تنظيم نمايد . طبقات ممتاز بااينكه سولون را مردى ثروتمند مىشناختند با اكراه با تفويض اختيارات به وى موافقت كردند . سولون ، قبل از زمامدارى ، قدمهاى مؤثرى در راه بهبود و تأمين زندگى اكثريت برداشت و بموجب قانون « برداشتن بارها و تعهدات » زمينهايى را كه در گرو ثروتمندان بود آزاد ساخت و كسانى را كه از اين راه گرفتار بردگى شده بودند ، رهايى بخشيد . علاوه‌براين ، افرادى را كه در خارج از كشور به عنوان برده به فروش رفته بودند ، به كشور بازگردانيد و آزاد ساخت و از آن پس اين كار را ممنوع ساخت . علاوه‌براين ، سولون پول رايج را تغيير داد و ارزش آن را پايين آورد و از اين راه به بدهكاران كمك كرد . كليه زندانيان و مجرمين سياسى آزاد شدند . بيشتر قوانين ظالمانه و يكطرفى دراكون را منسوخ ساخت و قوانين يكسانى براى اغنيا و فقرا تدوين كرد و كيفرهاى واحدى دربارهء آنها معمول داشت . وى مردم را برحسب دارايى به چهار دسته تقسيم كرد و طبقهء چهارم را كه دارايى ناچيزى داشتند از ماليات معاف كرد . ويل دورانت مىنويسد :

اصلاحات اجتماعى در يونان قديم

بنابر قول پلوتارك ، در آتن سال 594 پيش از ميلاد ، تفاوت فاحش ثروت اغنيا و فقرا به اوج خود رسيده بود ، و پيدا بود كه شهر به - وضع خطرناكى دچار شده است و براى رهانيدن آن از آشوب و اغتشاش چاره‌اى جز برقرارى حكومت استبدادى نيست . فقرا دريافته بودند كه وضع اجتماعيشان سال‌به‌سال بدتر مىشود . . . كم‌كم سخن از شورشى سخت به ميان آوردند . اغنيا نيز خشمگين از خطرى كه ثروتشان را تهديد مىكرد ، تدارك ديدند كه با اعمال زور از خود دفاع كنند ؛ اما عقل سليم چيره شد و عناصر اعتدالى سرانجام موجباتى فراهم آوردند كه سولون كه بازرگانى نجيب‌زاده بود به مقام « ارخون اعظم » ( صاحبمنصب عاليمقام ) برگزيده شود . سولون ارزش پول رايج را كاهش داد تا بار همهء بدهكاران سبكتر شود ( گرچه خود در زمرهء بستانكاران بود ) از وامهاى خصوصى مقدارى كاست و بدهكاران را آزاد كرد . توقيف اشخاص را به سبب پس افتادن بدهى مالياتى يا سود وام گروگان ، ملغا كرد . قانون ماليات بر درآمدى وضع كرد كه تصاعدى بود و بنابرآن ، ضريب مالياتى ثروتمندان دوازده برابر ضريب مالياتى فقرا بود . دادگاهها را بر اساسى عامه‌پسندتر ، از نو ، سازمان داد و مقرر كرد كه
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 293 | مرتضى راوندى