مىكرد . اين واقعه هيچ اهميتى نداشت زيرا كارگر فراوان و قيمت آن در واقع هيچ بود . . .
باستانشناسان در اين راهروها مكرر با استخوانهاى خرد شدهء غلامان تصادف كردهاند كه در نتيجهء ريزش يا خفه شدن در هواى عفن يا در اثر خستگى مفرط جان سپردهاند . » « 167 »
در تاريخ تمدن ويل دورانت ، ضمن توصيف عصر پهلوانى به اوضاع و احوال پيشهوران اشاره شده است :
آهنگر در پاى كوره و سفالگر كنار چرخ كوزهگرى خود كار مىكند ولى ساير پيشهوران عصر هومروس ؛ زينسازان ، بنايان ، نجاران ، قفسهسازان ، در خانهء كسى كه متاعى را به آنان سفارش داده است ، به كار مىپردازند . اين مردم براى فروش و سود تجارتى دست به توليد نمىزنند ، ساعات دراز سرگرم كار مىشوند اما از سر فراغت كار مىكنند و از نيش و انگيزهء رقابت علنى مصونند . هر خانوادهاى بيشتر نيازمنديهاى خويش را برمىآورد . همهء اعضاى آن با دستهاى خود كار مىكنند ، حتى بزرگ خانه ، حتى امير محل مانند « اودوسئوس » براى خانهاش تخت و صندلى مىسازد و براى خود چكمه و زين فراهم مىآورد و همه ، بر خلاف يونانيان اعصار بعد ، به مهارت يدى خويش مىبالند . . . پيشهوران مردمى آزادند و بر خلاف يونان كلاسيك « برده » شمرده نمىشوند . . . بردگان معدودى وجود دارند ولى آنان نيز در وضعى پست بهسر نمىبرند ؛ بيشتر آنان در كارخانه كار مىكنند و همپايهء خدمتگزاران خانگى كنونى ما هستند ؛ با اين تفاوت كه بر خلاف اينان براى مدتى كوتاه به خدمت فرادستان درنمىآيند بلكه براى خدمتى طولانى خريد و فروش مىشوند . . . در بيمارى و ملال و پيرى از حمايت محروم نمىمانند . « 168 »
ولى پس از سپرى شدن عصر پهلوانى ، در نتيجهء رشد نسبى صنعت ، بازرگانى ، و تجارت ؛ و استثمار شديد غلامان ؛ روزبهروز فاصلهء طبقاتى و اختلافات ناشيهء از آن فزونى گرفت تا جايى كه طبقهء حاكمهء ستمگر ، براى نجات خود از طغيان غلامان ، ناگزير به تنظيم قوانين و نظامات جديدى رضايت داد و دراكون « 169 » را مأمور انجام اين خدمت نمود .
قوانين دراكون
در سال 620 ق . م . دراكون ، براى مبارزه با فساد ، مأمور تنظيم قوانين كتبى گرديد . با اينكه قوانين دراكون به نفع اشراف بود و از بسيارى جهات جنبهء ارتجاعى داشت ، فقط اين حسن را داشت كه از كيفرهاى شخصى و كينهجويى تا حدى جلوگيرى مىكرد . دراكون براى نجات وامداران و محدود ساختن استثمار بينوايان گامى برنداشت و با اينكه تا حدى دامنهء حقوق سياسى فقرا را توسعه داده بود باز نفوذ طبقهء اشراف را در دادگسترى به حال خود گذاشته و به آنان حق داده بود كه قوانين را
هامش
( 167 ) . تاريخ صنايع و اختراعات ، پيشين ، ص 76 ( به اختصار ) .
( 168 ) . تاريخ تمدن ( كتاب دوم - بخش اول ) ، پيشين ، ص 82 .
( 169 ) .Dracon